دریانیوز//در روزهایی که جامعه ایران با چالشهای پیچیدهای چون فشارهای اقتصادی، بحرانهای رسانهای، تهدیدات خارجی و شکافهای اجتماعی مواجه است، انسجام ملی بیش از هر زمان دیگری بهعنوان یک سرمایه راهبردی مطرح شده است. این مفهوم، فراتر از وحدت ظاهری، به معنای همبستگی عمیق اجتماعی، احساس تعلق مشترک و مشارکت فعال در سرنوشت جمعی است. در این مقاله، به بررسی ابعاد نظری و عملی انسجام ملی، چالشهای پیشرو و راهکارهای تقویت آن در بستر تحولات کنونی پرداخته میشود.انسجام ملی مفهومی چندلایه است که در بطن خود، اعتماد عمومی، هویت مشترک، پذیرش تفاوتها و مشارکت مدنی را در بر میگیرد.
در جامعهای متکثر مانند ایران، که اقوام، مذاهب، زبانها و سبکهای زندگی گوناگون در کنار هم زیست میکنند، انسجام ملی نهتنها ضامن ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی است، بلکه بستری برای توسعه پایدار، عدالت اجتماعی و مشارکت عمومی محسوب میشود. این انسجام، اگر بهدرستی تقویت شود، میتواند جامعه را در برابر بحرانهای داخلی و خارجی مقاومتر کند.تحولات منطقهای، فشارهای اقتصادی، جنگ روایتها در رسانهها و شکافهای نسلی، جامعه را در معرض تفرقه و بیاعتمادی قرار دادهاند. از یکسو، تحریمهای بینالمللی، تورم، بیکاری و نابرابری اجتماعی، زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار دادهاند. از سوی دیگر، فضای رسانهای و مجازی با گسترش روایتهای متضاد، قطبیشدن گفتمانها و رواج زبان نفرت، انسجام اجتماعی را تهدید میکند.
در کنار این عوامل، کاهش اعتماد عمومی به نهادهای رسمی، احساس محرومیت در برخی گروههای قومی و اجتماعی، و ضعف در گفتوگوی ملی، زمینهساز تضعیف همبستگی ملی شدهاند.با این حال، تجربههای تاریخی نشان دادهاند که مردم ایران در بزنگاههای حساس، از جنگ تحمیلی تا بحرانهای طبیعی، توانستهاند با همبستگی ملی از موانع عبور کنند. واکنشهای مردمی به بحرانها، از جمله کمکهای خودجوش در بلایای طبیعی، مشارکت در آیینهای ملی، و همدلی در مواجهه با تهدیدات خارجی، نشان میدهد که پتانسیل انسجام ملی همچنان زنده است. امروز نیز چنین ظرفیتی وجود دارد، اما نیازمند تقویت و نهادینهسازی است.برای تقویت انسجام ملی، ابتدا باید چالشهای موجود را شناخت و تحلیل کرد. برخی از مهمترین چالشها عبارتاند از شکاف نسلی و ارزشی، بیاعتمادی نهادی، تبعیض اجتماعی و منطقهای، و قطبیشدن گفتمانها.
تفاوت دیدگاهها، سبک زندگی و اولویتهای فرهنگی میان نسلهای مختلف، بهویژه میان جوانان و نسلهای پیشین، موجب کاهش درک متقابل و همدلی شده است. کاهش اعتماد عمومی به نهادهای رسمی، رسانهها و ساختارهای حکمرانی، موجب تضعیف مشارکت مدنی و افزایش انزوا اجتماعی شده است. احساس محرومیت در مناطق محروم، اقلیتهای قومی و مذهبی، و طبقات پایین جامعه، انسجام ملی را با خطر مواجه کرده است. رواج زبان تفرقهافکن، برچسبزنی و حذف دیگری در فضای مجازی و رسانهها، مانع شکلگیری گفتوگوی ملی و همدلی اجتماعی شده است.برای عبور از بحرانها و ساختن آیندهای پایدار، باید انسجام ملی را بهصورت هدفمند، نهادینه و پایدار تقویت کرد. آموزش و پرورش نقش بنیادینی در شکلگیری هویت ملی دارد. گنجاندن مفاهیم همبستگی، مسئولیت اجتماعی، تاریخ مشترک و تنوعپذیری در کتب درسی و برنامههای آموزشی میتواند نسل آینده را با ارزشهای ملی پیوند دهد. همچنین، آموزش مهارتهای گفتوگو، تفکر انتقادی و مشارکت مدنی در مدارس و دانشگاهها ضروری است.
رسانهها بهعنوان بازتابدهنده و شکلدهنده افکار عمومی، نقش مهمی در تقویت یا تضعیف انسجام ملی دارند. تولید محتواهایی که بر نقاط مشترک فرهنگی، تاریخی و اجتماعی تأکید دارند، مقابله با زبان نفرت و تفرقه، و ایجاد بسترهایی برای گفتوگوی ملی، از وظایف رسانههای مسئول است. رسانهها باید از بازتولید تفرقه پرهیز کرده و بر نقاط مشترک فرهنگی و اجتماعی تأکید کنند.نهادهای مدنی، تشکلهای مردمی و انجمنهای فرهنگی میتوانند بسترهایی برای مشارکت اجتماعی، گفتوگوی بیننسلی و تعامل میان اقشار مختلف فراهم کنند. حمایت از این نهادها، بهویژه در مناطق محروم و میان گروههای حاشیهنشین، میتواند احساس تعلق و مشارکت را افزایش دهد. کاهش شکافهای اقتصادی، توجه به مناطق محروم، و رفع تبعیضهای ساختاری، از مهمترین عوامل تقویت انسجام ملی هستند.
عدالت اجتماعی نهتنها موجب رضایت عمومی، بلکه زمینهساز اعتماد و همبستگی اجتماعی است.برگزاری آیینهای ملی با مشارکت همه اقوام، مذاهب و طبقات اجتماعی، استفاده از نمادهای فرهنگی مشترک در طراحی شهری، رسانهها و آموزش، و تقویت حافظه تاریخی مشترک، میتواند حس همبستگی و تعلق را در جامعه تقویت کند. آیینهای ملی و نمادهای وحدتبخش، نقش مهمی در تقویت هویت جمعی و انسجام اجتماعی دارند.انسجام ملی تنها با سیاستگذاری رسمی حاصل نمیشود. نخبگان فکری، هنرمندان، روزنامهنگاران و جامعهشناسان، نقش کلیدی در شکلدادن به گفتمان همبستگی دارند. تولید آثار هنری، ادبی و رسانهای با محوریت وحدت، گفتوگوی فرهنگی، و روایتهای مشترک، میتواند احساس تعلق و همدلی را در جامعه تقویت کند.
جامعهشناسان با تحلیل دقیق تحولات اجتماعی، میتوانند راهکارهایی برای کاهش شکافها، افزایش مشارکت و تقویت اعتماد عمومی ارائه دهند. روزنامهنگاران نیز با روایتهای مسئولانه، میتوانند صدای مردم را به گوش سیاستگذاران رسانده و بستر گفتوگوی ملی را فراهم کنند.انسجام ملی در ایران امروز، نهتنها یک آرمان بلکه ضرورتی حیاتی است.
در جهانی پرتنش و رسانهزده، تنها با تکیه بر سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی میتوان از بحرانها عبور کرد. این انسجام باید از سطح واکنشهای احساسی به سطح نهادینهشده و پایدار ارتقا یابد. اگر انسجام ملی را بهدرستی تقویت کنیم، نهتنها از بحرانها عبور خواهیم کرد، بلکه آیندهای روشنتر برای نسلهای بعدی رقم خواهیم زد.






ثبت دیدگاه