دریانیوز//در شرایط پیچیده کنونی، خلأ گفتوگوی سازنده و مستمر بین مسئولان و نسل جوان به یکی از آسیبپذیرترین نقاط نظام اجتماعی تبدیل شده است. این شکاف ارتباطی عمیق، نه تنها مانع شناخت دقیق نیازها و آرزوهای این نسل میشود، بلکه فضای استراتژیک بیدفاعی را در برابر عملیات جنگ نرم ایجاد میکند. در عصری که اطلاعات سلاح اصلی است، نادیده گرفتن ظرفیتهای بزرگترین جمعیت جوان تاریخ کشور، نوعی خودتحریمی استراتژیک محسوب میشود.نسل جوان امروز در جهانی کاملاً متفاوت از نسل پیشین بالیده است؛ جهانی دیجیتال، پرسرعت و متأثر از جریانهای بینالمللی. زمانی که نهادهای رسمی نتوانند زبان و منطق زیستی این نسل را درک کنند، گفتوگوی مؤثر جای خود را به «دیالوگ ناشنوایان» میدهد. این عدم درک متقابل، خاک حاصلخیزی برای القائات بیگانه فراهم میآورد تا با تولید روایتهای جایگزین از هویت ملی و تقویت گفتمان بیگانگی، جوانان را به سمت فضاهای جایگزین و پلتفرمهای بیکنترل سوق دهند. در غیاب ارتباط صادقانه، دشمن با بزرگنمایی نقاط ضعف واقعی و ارائه تصویری کاریکاتوری از اقدامات مسئولان، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را نشانه میرود.
ریشههای این انسداد ارتباطی را باید در سه لایه جستوجو کرد. در بخش ساختاری، سلسلهمراتب غیرمنعطف و نبود مکانیسمهای نهادینه برای دریافت نظرات جوانان مانع اصلی است. در بخش فرهنگی، سلطه گفتمان یکسویه از بالا به پایین و ترس از تنوع عقاید به این شکاف دامن میزند. در نهایت، در لایه محتوایی نیز استفاده از زبان رسمی، خشک و شعارزده که به جای مسائل ملموس زندگی نظیر اشتغال و مسکن بر مباحث انتزاعی تکیه دارد، باعث شده تا پیام مسئولان به گوش مخاطب جوان نرسد.برای خروج از این وضعیت، نیازمند یک راهبرد جامع گفتوگوی ملی هستیم. این تحول باید از مبانی نظری آغاز شود؛ یعنی گذار از پارادایم «اطاعت» به پارادایم «هماندیشی» و به رسمیت شناختن جوانان به عنوان شرکای توسعه. در سطح نهادی، تشکیل شورای عالی گفتوگوی بیننسلی، راهاندازی دبیرخانههای دائمی پیوند نسلها و ایجاد خانههای گفتوگو در سطح محلی میتواند به این جریان رسمیت ببخشد.
همچنین استفاده از پلتفرمهای دیجیتال تعاملی و برگزاری نشستهای چهره به چهره بدون تشریفات، میتواند فاصله میان مسئولان و جوانان را به حداقل برساند.باید به این نگرانی پاسخ داد که گفتوگو به معنای پذیرش بیقید و شرط همه خواستهها نیست، بلکه فرآیندی برای فهم متقابل و شفافسازی محدودیتهاست. برخلاف تصور عدهای، ایجاد فضا برای ابراز نارضایتی مسالمتآمیز نه تنها باعث بیثباتی نمیشود، بلکه پایداری نظام اجتماعی را تضمین میکند. هزینهی ایجاد این ساختارها در مقایسه با خسارات ناشی از فرار مغزها، بیاعتمادی عمومی و تنشهای اجتماعی، بسیار ناچیز است. تجربیات موفق جهانی نیز نشان میدهد که کشورهایی نظیر مالزی، آلمان و حتی رواندا با ایجاد پارلمانهای جوانان و کمپینهای گفتوگوی بیننسلی، توانستهاند انرژی جوانان را از پتانسیل تخریبی به پیشران توسعه تبدیل کنند.سرمایهگذاری بر گفتوگوی صادقانه با نسل جدید، یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک ضرورت امنیت ملی است. جوانی که احساس کند صدایش شنیده میشود و در آینده کشورش سهم دارد، به سپر محکمی در برابر نفوذ تبدیل خواهد شد. ما در آستانه نقطه بیبازگشت ایستادهایم؛ هر روز تأخیر در آغاز این گفتوگوی واقعی، عمق شکاف را بیشتر و هزینه آشتی ملی را افزونتر میکند. مسئولان باید شجاعت شنیدن حرفهای ناخوشایند را داشته باشند تا پیش از آنکه دیگران میان ما پل بزنند، خودمان میان نسلها پیوند همدلی بنا کنیم.






ثبت دیدگاه