دریانیوز//در جهان امروز، اینترنت دیگر یک کالای لوکس یا صرفاً ابزار سرگرمی نیست. اینترنت به اکسیژن عصر دیجیتال تبدیل شده است؛ عنصری حیاتی که تنفس اقتصادی، آموزشی، اجتماعی و فرهنگی جامعه مدرن به آن وابسته است. همانگونه که قطع ناگهانی اکسیژن، حیات بیولوژیک را متوقف میکند، محدودیت گسترده و نامتمایز دسترسی به اینترنت نیز میتواند به خفگی دیجیتال و فلج نسبی جامعه بینجامد.بخش عظیمی از معیشت جامعه امروز بر بستر اینترنت جریان دارد. از فروشگاههای اینترنتی کوچک و بزرگ گرفته تا شرکتهای دانشبنیان، استارتآپها، فریلنسرها، صرافیهای آنلاین و حتی بسیاری از مشاغل سنتی که برای بازاریابی و خدماترسانی به فضای مجازی تکیه کردهاند.
هرگونه اختلال گسترده در اینترنت، به معنای توقف چرخه کسبوکار، قطع درآمد روزانه هزاران خانوار و ضربه زدن به تولید ناخالص داخلی است. در شرایط اقتصادی دشوار، این امر میتواند به یک فاجعه معیشتی برای قشرهای وسیعی تبدیل شود.اینترنت، به ویژه پس از همهگیری کرونا، به جزیی جداییناپذیر از نظام آموزشی بدل شده است. مدارس و دانشگاهها برای تدریس، ارائه تکالیف، برگزاری امتحانات و حتی مدیریت اداری به اینترنت متکی هستند. محدودیت دسترسی، تعلیم تحصیل یک نسل را در پی دارد و شکاف آموزشی را عمیقتر میکند. همچنین، پژوهشگران و دانشمندان برای دسترسی به آخرین منابع علمی، مشارکت در پروژههای بینالمللی و انتشار یافتههای خود، به شبکهای پایدار و پرسرعت نیاز مطلق دارند.
اختلال در اینترنت، به معنای قطع ارتباط با جامعه علمی جهانی و عقبماندگی بیشتر است.امروزه بسیاری از خدمات اساسی شهروندی از ثبتنام اداری و پرداخت قبوض گرفته تا نوبتگیری پزشکی، درخواست تاکسی و حتی برقراری ارتباط با عزیزان از طریق اینترنت انجام میپذیرد. اینترنت به بستر ارائه خدمات عمومی تبدیل شده و محدودیت آن، زندگی روزمره مردم را با دشواریهای غیرضروری مواجه میسازد و بهرهوری اجتماعی را به شدت کاهش میدهد.
مسلماً هیچ کشوری نمیتواند نسبت به سوءاستفاده از فضای مجازی برای اهداف غیرقانونی، امنیتی یا تشویش اذهان عمومی بیتفاوت باشد. اما پرسش کلیدی این است آیا دریغ کردن اکسیژن از کل جامعه به بهانه مقابله با معدود سوءاستفادهکنندگان، راهحل عادلانه، عاقلانه و پایدار است؟ آیا نمیتوان با سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته فیلترینگ هوشمند و هدفمند، مقابله با جرایم سایبری و رصد فعالیتهای خصمانه، به جای قطع دسترسی گسترده، از منافع ملی حفاظت کرد؟ آیا مسئولیتپذیری پلتفرمها و مقرراتگذاری دقیق نمیتواند بخشی از راهحل باشد؟ در جستوجوی تعادلی حیاتی برایمدیریت فضای مجازی ،نیازمند درکی عمیق از نقش دوگانه اینترنت به عنوان هم فرصت و هم تهدید هستیم .
سیاستهایی که صرفاً بر مبنای هراس و محدودیت شکل بگیرند، در درازمدت هزینههای سنگین اقتصادی، اجتماعی و علمی به کشور تحمیل میکنند و میتوانند به نارضایتی بیشتر بینجامند.راه برون رفت، تدوین سیاستهای منعطف، هوشمند و مبتنی بر واقعیتهای جامعه دیجیتال است. سیاستهایی که از یک سو امنیت ملی را تأمین کنند و از سوی دیگر، شریان حیاتی اقتصاد، آموزش و زندگی دیجیتال مردم را نبندند. به یاد داشته باشیم که در دنیای امروز، قطع اینترنت به معنای قطع یکی از شریانهای اصلی توسعه و ارتباط جهان است و این تیغ دولبه میتواند برای کشوری که خواهان پیشرفت است، بسیار پرهزینه باشد.






ثبت دیدگاه