دریانیوز//عدم اقناع سازی دولت در مورد تک نرخی کردن نرخ ارز، بلافاصله چند هفته بعد از افزایش قیمت سوم بنزین در کشور که باعث شد فشار و نارضایتی بین عموم مردم ایجاد شود؛ اغتشاشگران که از بیرون مرزها راهبری می شوند از این فرصت سوء استفاده کردند و زمام امور را با عنوان اعتراض و در واقع اغتشاش به دست گرفتند و اقدام به تخریب و آتش زدن اموال عمومی و مردم کردند و قشرهای مختلف را به خاک و خون کشیدند و به شهادت رساندند.
حوادث روزهای اخیر نشان داد قشر نوجوان و جوان کشور بیشتر در معرض فریب نقشه ها و هیاهو و اخبار کذب رسانه های دشمن هستند و کمتر به تجزیه و تحلیل دقیق و موشکافانه مسائل کشور می پردازند که ریشه های آن درعدم تبیین دستاوردهای انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی و بی توجهی به فرهنگ سازی در حوزه های دفاع مقدس، قرآنی، فرهنگی و رفع مشکلات اقتصادی مردم و برخورد ضعیف با مفسدان اقتصادی برمی گردد.در استان هرمزگان دو دهه نوشتیم که از فعالان قرآنی حمایت شود تا خانواده ها برای آموزش قرآن به فرزندانشان مشکلی نداشته باشند و جامعه ای قرآنی داشته باشیم. اما به این حوزه توجهی نشد و همچنان خانواده ها و فعالان و موسسات قرآنی با مشکل مواجهه اند.
متاسفانه حوزه دفاع مقدس نیز در استان به فراموشی سپرده شده است که اگر به این بخش ها توجهه شده بود و بصریت افزایی بیشتری صورت می گرفت، هیچ نوجوان و جوانی به سهولت در آسیب های اجتماعی و شبیخون فرهنگی دشمن غرق نمی شد و به آنها اعتماد نمی کرد و در اغتشاشات نیز شرکت نمی نمودند.از دهه ۸۰ بحث احداث یادمان شهدای ایرباس و باغ موزه دفاع مقدس مطرح شده و اقداماتی صورت گرفت، اما همچنان بی نتیجه باقی مانده است و یادمان و موزه به عنوان حلقه وصل نسل دیروز و امروز در حوزه ایثارو دفاع مقدس و معرفی بیشتر جنایت آمریکا و دشمنان ساخته نشد.دو دهه است که در هرمزگان، وعدهها از عمر بعضی از نسلها طولانیتر شدهاند. وعده ساخت باغموزه دفاع مقدس و یادمان شهدای ایرباس، آنقدر تکرار شده که دیگر نه طعم امید دارد و نه حتی تلخی اعتراض؛ فقط یک حس فرساینده از بیتفاوتی به جا گذاشته است.
بیتفاوتی ای که خطرناکتر از هر کمبود بودجه و پیچوخم اداری است.در دهههای ۸۰ و ۹۰، بحث احداث یادمان شهدای ایرباس در ساحل ولایت بندرعباس مطرح شد؛ جایی که دریا، شاهد خاموش یکی از تلخترین جنایتهای تاریخ معاصر است. اما به بهانه حریم ۶۰ متری دریا، این طرح متوقف شد. همانجا بود که مسئولان، به جای ایستادن پای یک تصمیم تاریخی، راه سادهتر را انتخاب کردند: وعده دادن برای مکانهای دیگر. وعدههایی که نه روی زمین نشستند و نه در حافظه مدیران باقی ماندند.امروز از آن همه حرف و جلسه و مصاحبه، فقط یک تابلو زنگزده در خیابان نوروز بندرعباس باقی مانده است؛ تابلویی که بیشتر شبیه یادمان فراموشی است تا نشانهای از اراده. این تابلو، نماد مدیریت معلق است؛ مدیریتی که نه طرح را لغو میکند و نه آن را به سرانجام میرساند. تابلوی مکان احداث موزه دفاع مقدس.
اگر باغموزه دفاع مقدس و یادمان شهدای ایرباس ساخته میشد، فقط یک سازه بتنی یا مجموعهای نمایشی نبود. اینها پل بودند؛ پل ارتباطی میان نسل دیروز و نسل امروز. نوجوان و جوان امروز، دفاع مقدس هشت ساله را نه در میدان تجربه کرده و نه از نزدیک لمس کرده است. این نسل، بیش از شعار، به روایت زنده نیاز دارد؛ به مکانی که تاریخ را ببیند، لمس کند و بفهمد. بفهمد چرا هرمزگان، در دفاع مقدس دریایی، زمینی و هوایی درخشید. بفهمد چرا این استان، این همه شهید تقدیم انقلاب و ایران کرد.وقتی این روایت ساخته نمیشود، جای خالیاش را دیگران پر میکنند؛ با روایتهای تحریفشده، با شبیخون فرهنگی، با الگوهایی که هیچ نسبتی با ایثار و مقاومت ندارند.
آنوقت تعجب میکنیم که چرا پیوند نسل امروز با نسل ایثارگر دیروز کمرنگ شده است. پیوندی که نه خودبهخود، بلکه با کار فرهنگی عمیق و ماندگار شکل میگیرد.مسئولیت این وضعیت، بر گردن مردم یا زمانه نیست. مقصر، همانهایی هستند که سالهاست پشت میزها نشستهاند، اما برای حافظه تاریخی این استان، حتی یک قدم عملی برنداشتهاند. هرمزگان، استان حاشیهای در تاریخ دفاع مقدس نیست؛ اما در برنامهریزی فرهنگی، سالهاست به حاشیه رانده شده است.ساخت باغموزه دفاع مقدس و یادمان شهدای ایرباس، لطف یا پروژه تزئینی نیست؛ یک ضرورت فرهنگی و هویتی است. هر روز تأخیر، یعنی یک گام فاصله بیشتر میان نسلهاو فردا، اگر این فاصله به شکاف تبدیل شد، دیگر با هیچ تابلوی تازهای پر نخواهد شد.






ثبت دیدگاه