حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۱۹ بهمن , ۱۴۰۴ Sunday, 8 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 6613 تعداد نوشته های امروز : 7 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
  • تقویم شمسی

    بهمن ۱۴۰۴
    ش ی د س چ پ ج
        فروردین »
     123456789101112131415161718192021222324252627282930  
  • ایران در سراشیبی سالمندی
    ۰۲ دی ۱۴۰۴ - ۴:۲۷
    شناسه : 37292
    بازدید 1414
    3
    دریانیوز// ایران در حال نزدیک شدن به آینده‌ای است که نشانه‌های آن از هم‌اکنون در آمارها، خیابان‌ها و حتی ساختار خانواده‌ها قابل مشاهده است؛ آینده‌ای که در آن جمعیت سالمندان بیش از هر زمان دیگری سهم پررنگی از جامعه را به خود اختصاص می‌دهد.
    ارسال توسط : نویسنده : سمیه هاشمی پور منبع : روزنامه دریا
    پ
    پ

    دریانیوز// ایران در حال نزدیک شدن به آینده‌ای است که نشانه‌های آن از هم‌اکنون در آمارها، خیابان‌ها و حتی ساختار خانواده‌ها قابل مشاهده است؛ آینده‌ای که در آن جمعیت سالمندان بیش از هر زمان دیگری سهم پررنگی از جامعه را به خود اختصاص می‌دهد. تغییر آرام اما شتابان هرم سنی کشور، اگرچه در ظاهر یک تحول طبیعی جمعیتی به نظر می‌رسد، اما در واقع حامل مجموعه‌ای از بحران‌های پیچیده اقتصادی، اجتماعی و رفاهی است که می‌تواند بنیان‌های نظام حمایت اجتماعی را با چالش جدی مواجه کند. سالمندی دیگر پدیده‌ای مربوط به چند دهه بعد نیست؛ مسئله‌ای است که اکنون آغاز شده و هر سال با سرعت بیشتری گسترش می‌یابد.در سال‌های گذشته، بخش قابل توجهی از سیاست‌گذاری‌های کلان کشور بر مسائل جوانی جمعیت، اشتغال و کنترل بیکاری متمرکز بوده است. اما هم‌زمان، روندی خاموش و کمتر دیده‌شده در حال شکل‌گیری بوده؛ روندی که امروز از آن با عنوان «سالمندی شتابان» یاد می‌شود. سالمندی‌ای که نه حاصل افزایش چشمگیر امید به زندگی به‌تنهایی، بلکه نتیجه کاهش نرخ باروری، تغییر سبک زندگی، تحولات اقتصادی و عدم آمادگی زیرساخت‌های رفاهی است. این ترکیب، شرایطی را رقم زده که ایران را در زمره کشورهایی قرار داده که با بیشترین سرعت در جهان به سمت سالمند شدن جمعیت حرکت می‌کنند.اهمیت این مسئله زمانی دوچندان می‌شود که بدانیم سالمندی صرفاً افزایش تعداد افراد بالای ۶۰ یا ۶۵ سال نیست؛ بلکه به معنای افزایش نیاز به مستمری، خدمات درمانی، حمایت‌های اجتماعی، مسکن متناسب و شبکه‌های مراقبتی است.

    پدر کشوری که صندوق‌های بازنشستگی آن سال‌هاست با ناترازی منابع و مصارف دست‌وپنجه نرم می‌کنند و بخش بزرگی از سالمندان به مستمری‌های حداقلی وابسته‌اند، شتاب گرفتن سالمندی می‌تواند به بحرانی فراگیر تبدیل شود؛ بحرانی که پیامدهای آن نه‌تنها سالمندان، بلکه کل جامعه و اقتصاد کشور را دربرمی‌گیرد.در چنین شرایطی، هشدارهای مسئولان حوزه سالمندی رنگ و بوی تازه‌ای به خود گرفته است. مجید فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، با صراحت اعلام می‌کند که ایران عملاً وارد دوره سالمندی شده و اگر روندهای کنونی ادامه یابد، صندوق‌های بازنشستگی و نظام رفاه اجتماعی کشور در سال‌های آینده با فشار بی‌سابقه‌ای مواجه خواهند شد. به گفته او، این بحران برخلاف بسیاری از چالش‌های مقطعی اقتصادی، مسئله‌ای ساختاری و بلندمدت است که بدون سیاست‌گذاری هوشمندانه و اقدام پیش‌دستانه، قابل مهار نخواهد بود.آنچه نگرانی‌ها را تشدید می‌کند، هم‌زمانی سالمندی جمعیت با ورود نسل پرشمار متولدین دهه ۶۰ به سنین میانسالی و سپس سالمندی است. نسلی که سال‌ها بار سنگین رقابت، بیکاری، ناامنی شغلی و فشارهای معیشتی را تحمل کرده و اکنون در مسیری قرار دارد که در صورت نبود حمایت‌های مؤثر، می‌تواند با سالمندی‌ای همراه با فقر، نابرابری و کاهش کیفیت زندگی مواجه شود. این واقعیت، سالمندی شتابان را از یک موضوع صرفاً جمعیت‌شناختی، به مسئله‌ای حیاتی برای آینده اجتماعی و اقتصادی ایران تبدیل کرده است.این گزارش، با تکیه بر سخنان و هشدارهای رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، به بررسی ابعاد مختلف سالمندی شتابان در ایران می‌پردازد؛ بحرانی که اگر امروز جدی گرفته نشود، فردا هزینه‌های آن به‌مراتب سنگین‌تر و جبران‌ناپذیرتر خواهد بود.
    ایران در آستانه نقطه عطف جمعیتی
    بر اساس اعلام رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، هم‌اکنون حدود ۱۲ درصد جمعیت ایران را سالمندان تشکیل می‌دهند؛ عددی که به‌ظاهر شاید هشداردهنده به نظر نرسد، اما آنچه اهمیت دارد، «سرعت» افزایش این سهم است. فولادیان با اشاره به سال ۱۴۱۰، از ورود ایران به نقطه عطف جمعیتی خبر می‌دهد؛ نقطه‌ای که در آن جمعیت سالمند و جمعیت جوان کشور با یکدیگر برابر می‌شوند. پس از این سال، کفه ترازو به‌سرعت به نفع سالمندان سنگین‌تر خواهد شد و جمعیت جوان، که موتور محرک اقتصاد و تولید است، روندی کاهشی را تجربه می‌کند.
    این تغییر ساختار جمعیتی، پیامدهایی فراتر از تغییر هرم سنی دارد. کاهش نیروی کار، افزایش هزینه‌های درمانی، فشار بر نظام بازنشستگی و افزایش وابستگی سالمندان به منابع عمومی، تنها بخشی از تبعات این تحول است؛ تبعاتی که اگر از امروز برای آن‌ها برنامه‌ریزی نشود، فردا به بحران‌های مزمن تبدیل خواهند شد.
    دهه‌شصتی‌ها؛ نسلی که پیر می‌شود
    فولادیان در تحلیل خود به سرنوشت متولدین دهه ۶۰ نیز اشاره می‌کند؛ نسلی که زمانی به‌عنوان «فرصت طلایی جمعیتی» از آن یاد می‌شد. این نسل، به گفته او، از بدو تولد با بحران‌های پی‌درپی مواجه بوده است؛ از کمبودهای بهداشتی و آموزشی در سال‌های ابتدایی زندگی گرفته تا رقابت شدید در کنکور، بیکاری، دشواری‌های اشتغال، بحران مسکن و فشارهای معیشتی.اکنون همین جمعیت پرشمار، در آستانه ورود به دوره سالمندی قرار دارد؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی کشور برای حمایت از سالمندان آماده نیست. این واقعیت، زنگ خطری مضاعف است؛ زیرا سالمندی این نسل، به‌معنای افزایش ناگهانی تقاضا برای خدمات بازنشستگی، درمانی و حمایتی خواهد بود.
    صندوق‌های بازنشستگی؛ نقطه آسیب‌پذیر بحران سالمندی
    یکی از جدی‌ترین نگرانی‌هایی که رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور مطرح می‌کند، وضعیت صندوق‌های بازنشستگی است. به گفته فولادیان، در صورت نبود سیاست‌گذاری به‌موقع و اصلاحات ساختاری، این صندوق‌ها در سال‌های آینده با بحران جدی و حتی خطر ورشکستگی مواجه خواهند شد. بحرانی که مستقیماً توان پرداخت مستمری سالمندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.کاهش جمعیت شاغل، افزایش تعداد مستمری‌بگیران و ناترازی منابع و مصارف صندوق‌ها، معادله‌ای است که پاسخ آن چیزی جز تشدید فشار بر بودجه عمومی و کاهش قدرت خرید سالمندان نخواهد بود. این وضعیت می‌تواند «فقر سالمندی» را از یک مسئله حاشیه‌ای به بحرانی فراگیر تبدیل کند.
    سناریوی بدبینانه؛ فقر، تنهایی و انزوای سالمندان
    برآوردهای ارائه‌شده از سوی دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، تصویری نگران‌کننده از آینده ترسیم می‌کند. طبق این برآوردها، تا سال ۱۴۲۰ بیش از ۲۵ درصد جمعیت سالمند کشور ممکن است زیر خط فقر مطلق قرار بگیرند. رقمی که صرفاً یک عدد آماری نیست، بلکه نشان‌دهنده میلیون‌ها انسان سالخورده‌ای است که با چالش‌هایی چون تأمین معیشت، مسکن، درمان و حتی ارتباطات اجتماعی مواجه خواهند شد.فولادیان تأکید می‌کند که پیامدهای سالمندی صرفاً اقتصادی نیست. تنهایی، انزوای اجتماعی، کاهش کیفیت زندگی و افزایش آسیب‌های روانی، از جمله بحران‌هایی هستند که همزمان با فقر سالمندی بروز می‌کنند و می‌توانند بار اجتماعی سنگینی بر دوش جامعه بگذارند.
    سالمندی؛ مسئله‌ای چندبعدی و به‌هم‌پیوسته
    از نگاه رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، سالمندی یک مسئله تک‌بعدی نیست. هر اختلال در یک بخش، به‌سرعت به بخش‌های دیگر سرایت می‌کند. بحران در نظام بازنشستگی، مستقیماً معیشت سالمندان را تهدید می‌کند؛ ضعف در خدمات اجتماعی، به انزوای اجتماعی می‌انجامد؛ و ناکارآمدی نظام سلامت، هزینه‌های زندگی سالمندان را افزایش می‌دهد.به همین دلیل، فولادیان بر لزوم نگاه جامع و زنجیره‌ای به مسئله سالمندی تأکید دارد؛ نگاهی که سالمندی را نه به‌عنوان یک «دوره سنی»، بلکه به‌عنوان یک «پدیده اجتماعی–اقتصادی» در نظر بگیرد.
    خلأ داده؛ مانعی جدی برای سیاست‌گذاری
    یکی دیگر از چالش‌های اساسی مطرح‌شده، نبود داده‌های دقیق، به‌روز و جامع درباره وضعیت سالمندان است. به گفته فولادیان، در حال حاضر اطلاعات منسجمی درباره پراکندگی جغرافیایی، وضعیت معیشتی، سلامت و زیرساخت‌های مرتبط با سالمندان وجود ندارد و این خلأ اطلاعاتی، امکان سیاست‌گذاری مؤثر را به‌شدت محدود کرده است.در پاسخ به این چالش، دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور از راه‌اندازی نظام جامع پایش وضعیت سالمندان و سامان‌دهی بانک اطلاعاتی ملی سالمندان خبر داده است؛ اقدامی که می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری‌های آینده قرار گیرد.
    دولت و ضرورت اقدام فوری
    فولادیان با اشاره به رویکرد دولت چهاردهم، از افزایش حساسیت دولت و شخص رئیس‌جمهور نسبت به مسئله سالمندی خبر می‌دهد. با این حال، او تأکید می‌کند که بحران سالمندی برخلاف تورم یا تحریم، مسئله‌ای نیست که به‌خودی خود حل شود. این بحران نیازمند سیاست‌گذاری هوشمندانه، برنامه‌ریزی بلندمدت و هماهنگی میان همه نهادهای اجرایی و قانون‌گذاری است.در پایان ذکر این مورد مهم است ، سالمندی شتابان در ایران، واقعیتی انکارناپذیر است؛ واقعیتی که اگر امروز جدی گرفته نشود، فردا هزینه‌های سنگینی بر جامعه تحمیل خواهد کرد. هشدارهای رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، نه پیش‌بینی‌های بدبینانه، بلکه بازتاب روندهایی است که هم‌اکنون در حال وقوع‌اند. آینده ایران، بیش از هر زمان دیگری، به تصمیم‌هایی وابسته است که امروز درباره سالمندی، بازنشستگی و رفاه اجتماعی گرفته می‌شود.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.