دریا نیوز// اگر بخواهی کوی گلستانِ محله چاهستانیها را با یک جمله توصیف کنی، باید بگویی: «محلهای که زندگی در آن، هر روز تمرینِ تعادل است.» تعادل میان کوه و دره، میان خانههایی که بر شانههای سنگی کوه تکیه دادهاند و خانههایی که زیر کوه، در سراشیبی و سرازیری، به امید نریختن ایستادهاند. اینجا بندرعباس است، اما نه آن بندر پرنورِ کارتپستالی؛ اینجا بندرعباسِ فراموششده است.
محلهای بر شیب خطر

خانهها در کوی گلستان، بیاغراق، روی کوه و زیر کوه ساخته شدهاند. کوچهها شیبدارند؛ گاهی آنقدر تند که نفس رهگذر را میبرند حتی ساکنان بارها افتاده اند و آسیب دیده اند. برخی کوچهها بنبستاند و برخی آنقدر تنگ که تنها به اندازه یک «جاکولری» عرض دارند؛ عبور از آنها نیازمند دقت است، چراکه در دل همین گذرگاههای باریک، چند جاکولریِ دیگر سر برآوردهاند؛ میلهها و …. که اگر حواست نباشد، زخمیات میکنند.شب که میشود، تاریکی بر محله چنگ میاندازد. چراغهایی که یا هرگز روشن نشدهاند یا پس از نخستین بارندگی های اخیر خاموش ماندهاند. کوچههای تاریک، سایههای کشدار دیوارها و صدای آب فاضلابی که در جویهای روباز میدود؛ این ترکیب، ناامنی را نه فقط حس، که واقعیت میکند.
فاضلاب؛ رودخانهای که نباید باشد
در بسیاری از کوچهها، فاضلاب روان است. نه در زیرزمین، که درست زیر پا. بوی تعفن در برخی گذرها به مشام میرسد و هوا را سنگین میکند. همین آبهای مانده و روان، در کنار گرمای جنوب، محلی ایدهآل برای رشد پشه آئدس شدهاند؛ خطری خاموش برای سلامت مردمی که همین حالا هم زیر فشار فقر و گرانی خم شدهاند.علفهای هرز از دل همین رطوبت سر برآوردهاند؛ علفهایی که گاه با درختان خودرو همراه شدهاند. ریشههایشان راه خود را به درون لولههای آب و فاضلاب باز کرده و نهتنها شبکه فرسوده را تخریب کردهاند، بلکه به دیوار خانهها هم رحم نکردهاند. ترکها آرام و بیصدا پیش میروند، درست مثل بیتوجهی.
همنشینی ناخواسته با حیات وحش

موشخرما، مار و عقرب و…، مهمانان ناخوانده کوی گلستاناند. در یکی از کوچهها، جایی که فاضلاب روان است و علفهای هرز روییدهاند، چند موشخرما دیده میشوند؛ نشانهای روشن از بههمریختگی زیستمحیطی محله. ساکنان میگویند دیدن عقرب دیگر عجیب نیست؛ عجیب این است که هنوز کسی فکری اساسی نکرده است.
فقر؛ مهمان همیشگی سفرهها
فقر در کوی گلستان بیداد میکند. گرانیها، سفرههای مردم را روزبهروز کوچکتر کرده است. اینجا بسیاری از خانوادهها میان هزینه نان و هزینه تعمیر سقفی که هر بارندگی تهدیدش میکند، گرفتارند. خانهها قدیمیاند، اما مجوز تعمیر و بازسازی بهسادگی داده نمیشود؛ چراکه همه چیز به «خیابان ۱۶ متری» گره خورده؛ خیابانی که سالهاست وعدهاش داده شده و نیامده است.
مسجد هست، اما امکانات نه
در مسجد ابراهیم بنمحمد رسولالله (ص)، نماز و برنامههای مذهبی برقرار است. چراغ معنویت خاموش نشده، اما لولههای سرویسهای بهداشتی و وضوخانه از آسیب سارقان معتاد در امان نماندهاند. پارک محله همفقط اسم پارک دارد واز اسباب بازی و تاب وسرسره برای بازی بچه ها خبری نیست. نخاله و زباله در جای جای محله دیده می شودو موش ها هم در آنها جولان می دهند. بوی تعفن فاضلاب روان و زباله ها هم به مشام هر رهگذری می رسد وبرخی بچه ها در کنار و یا داخل فاضلاب های روان بازی می کنند.برخی کوچه ها هم مامنی است امن برای معتادان ،سارقان، موادفروشان و مشروب فروشان. فقط یک مدرسه در کوی گلستان وجود دارد که چندسال
قبل پالایشگاه نفت بندرعباس در راستای ایفای نقش مسئولیت های اجتماعی ساخت و دخترانه است در دوشیفت فعالیت دارد.یکی از ساکنان کوچه گلستان۱ هم
می گوید: کوچه تنگ و سراشیبی است و پله باعرض دو وجبی درست کرده اند که پارسال در زمان بارداری ام سُر خوردم و افتادم.مادرم و بچه هایم و برخی اهالی بارها افتاده اند.

وعدههایی که نیمهکاره ماند
در سال ۱۳۹۷، طرح بازآفرینی شهری در محله چاهستانیها توسط دولت کلید خورد وحتی رئیس جمهور وقت ،وزرا ، استاندار و… بارها از این محله و نحوه اجرای پروژه بازدید کردند. قرار بود چهار معبر احداث شود. از آن چهار، تنها یک خیابان ـ شهید خلیل تختینژاد ـ و خیابانی دیگر در ضلع شرقی مسجد حمزه اجرا شد. اما خیابان ۱۶ متری کوی گلستان و معبری که قرار بود بلوار جمهوری اسلامی را به داخل محله و سپس به بلوار شهید تختینژاد متصل کند، هرگز رنگ اجرا ندیدند.همین عدم اجرا، زندگی مردم را معلق نگه داشته است. برخی ساکنان میگویند مجوز تعمیر خانهشان صادر نمیشود، با این استدلال که «اول باید خیابان ۱۶ متری اجرا شود». خیابانی که سالهاست نیامده و معلوم نیست چه زمانی خواهد آمد.
وعده ها و انتظارات محقق نشد
اسحق کاظمی، ساکن گلستان ۸، میگوید: «طرح فاضلاب اجرا نشده و آب فاضلاب از داخل کوچه رد میشود و از جلوی خانههای مردم میگذرد. ریشه درختان میرود داخل لولههای آب. بارندگی که شد، با ۱۳۷ تماس گرفتیم تا خاکهای داخل کوچهها که پس از بارندگی مانده را جمع کنند، اما نیامدند.» او از راهپله و سنگبستی میگوید که ۲۰ سال است وعدهاش داده شده تا ارتباط ضلع جنوبی محله ـ بالای کوه ـ با خانههای زیرکوه برقرار شود: «شوراها در ادوار مختلف قول دادند، اما انجام نشد. برای رفتن به شهرک امام رضا(ع)، نانوایی و فروشگاهها، باید دور بزنیم یا از مسیر خاکی کوه و دره با سختی رفتوآمد کنیم.»کاظمی به مسیر دیگری اشاره میکند: «برای رسیدن به کوی امیر هم باید پله بزنند، اما نشده. پیگیری جمعآوری شبکه فاضلاب هم بینتیجه بوده. بالای کوه خانهها و مجتمعهای چندطبقه ساخته شده که امکان ریزش دارند.» او میگوید شهردار ناحیه برای احداث پله آمده، اما اقدام عملی نشده است: «بارها با ۱۳۷ تماس گرفتیم، پیامک دادیم، نامهنگاری کردیم، اما اقدامی نشده. اگر دولت برای خانهدار شدن مردم زمین میداد، مردم اینهمه مشکل مسکن نداشتند.»
معتمد محله چه میگوید؟
نورالله رضایی، معتمد کوی گلستان، از خاموشی چراغها گلایه دارد: «در اولین بارندگی چند هفته قبل، تمام چراغهای معابری که روشن بودند خاموش شدند و هنوز درست نشدهاند. تماس با اداره برق هم بینتیجه بوده. تلفن که میزنیم، مدت زیادی پشت خط میمانیم.» او خاموشی را عامل ناامنی میداند: «تاریکی کوچهها باعث نگرانی مردم شده. خیابان ۱۶ متری از سال ۹۷ وعده داده شده. همان موقع مدیرکل راه و شهرسازی آمد واز محله بازدید داشت و قول داد، اما هنوز اجرا نشده.» رضایی میگوید از سال ۹۷ و سپس از ۱۴۰۰، اهالی،هیئت امنای مسجد، امام جماعت و فرمانده پایگاه بسیج بارها به استانداری، راه و شهرسازی، شهرداری و… مراجعه کردهاند ،اما بی نتیجه مانده ایم. مدیرکل فعلی راه و شهرسازی هم قول بازدید داد، اما نیامده. شهرداری میگوید اجرای طرح با راه و شهرسازی است و نیاز به واگذاری زمین دارد.به گفته او، ۶۰ درصد تملک املاک مسیر انجام شده در همان زمان آغاز اجرای طرح ، اما مابقی نه: «اگر معبر باز شود و تا خور گورسوزان ادامه یابد، امنیت و خدماترسانی بیشتر میشود و بخشی از کوچهها از بنبست خارج میشوند.» رضایی به یک خبر امیدوارکننده هم اشاره میکند: «برای احداث مدرسه ۱۲ کلاسه، با پیگیری احمد مرادی نماینده مردم در مجلس، مدیران پالایشگاه نفت ستاره و آموزشوپرورش و نوسازی مدارس و… آمدهاند و قرار است این مدرسه توسط پالایشگاه اجرا شود.»
پیگیریهایی که به بنبست خورد
یکی از اهالی، آقای یاسینی، چندین بار به تهران و نهاد ریاست جمهوری رفته است. نتیجه؟ نامهای به بازرسی ویژه استانداری. اما به گفته خودش، «استانداری و راه و شهرسازی اقدامی نکردند.» او میگوید: «۱۴ اسفند سال گذشته نیز، در مرکز سامد با استاندار و شهردار بندرعباس صحبت کردیم. قرار شد از تیرماه امسال طرح شروع و خیابان ۱۶ متری اجرا شود. اما پیگیریها بینتیجه ماند. با امام جمعه هم جلسه داشتیم. اگر مسئولان نمیتوانند خدمات بدهند، صادقانه به مردم بگویند.»
سقفی که فرو ریخت
هوشنگ همایونیفر، یکی دیگر از اهالی، روایت تلخی دارد: «در بارندگی، سقف خانهام ریزش کرد. آتشنشانی و هلالاحمر آمدند، اما شهرداری نیامد. خانه سند دارد. منتظر احداث خیابان ۱۶ متری هستیم. شهرداری میگوید صبر کنید و مجوز تعمیر نمیدهد.» او از منطقه ۲ شهرداری گلایه دارد که مجوز بازسازی صادر نمیکند، درحالیکه خطر هر روز نزدیکتر میشود. صدور مجوزتعمیر و بازسازی املاک فرسوده مان را هم منوط به احداث معبر۱۶متری کرده اند.

صدای تاریکی
زارعی، ساکن کوچه گلستان ۱۶، میگوید: «کوچه تاریک است. به اداره برق گفتیم، اما اقدامی نشده. آسفالت کوچهها خراب است و ترمیم نمیکنند.»
پرسشهای بیپاسخ
کوی گلستان، آینهای است که تصویر سیاستهای نیمهتمام را بیرحمانه نشان میدهد. طرحهایی که آغاز شده و رها شدهاند؛ وعدههایی که تکرار شده و به عمل نرسیدهاند. مردمی که میان کوه و دره زندگی میکنند، اما صدایشان بهسختی از این شیبها بالا میرود.معبر وبلوار ۱۶ متری، برای مسئولان شاید یک خط روی نقشه باشد؛ برای مردم کوی گلستان، اما خط زندگی است. خطی که اگر کشیده شود، امنیت میآورد، خدمات را ممکن میکند و شاید اجازه دهد خانهای تعمیر شود، کوچهای روشن شود و فاضلابی زیر زمین برود. امکان ورود آمبولانس، خودروی آتش نشانی و…. در بسیاری از کوچه ها وجود ندارد و اگر خانه ای آتش بگیرد، خاکستر می شود.آمبولانس اورژانس هم به راحتی نمی تواند برای اعزام بیمار به مراکز درمانی وارد بسیاری از کوچه های تنگ محله شود در برخی از کوچه ها حتی امکان رفت و آمد دونفر از کنار همدیگر نیست.تا آن روز، کوی گلستان همچنان بر لبه کوه ایستاده است؛ با کوچههای تاریک، فاضلابهای روان، علفهای هرز و مردمی که هنوز امیدوارند، اما خستهاند.






ثبت دیدگاه