دریانیوز // در دو قسمت پیشین، با هماهنگی روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان ،با دکتر محمد کاوه که خودش و همسر جوانش هم دندانپزشک بوده و پدر چهار دختر می باشد، درباره انگیزههای معنوی، فواید تربیتی و پاسخ به دغدغههای اقتصادی فرزندآوری به گفتوگو نشستیم. در این قسمت پایانی، تمرکز را بر دو محور حساس میگذاریم: نقش تعیین کننده جامعه پزشکی در تحقق قانون جوانی جمعیت و توصیههای عملی برای خانوادههای جوان. دکتر کاوه در این بخش، با صراحتی قابل تأمل، از خط قرمزهای اخلاقی در حرفه پزشکی میگوید و از خانوادهها میخواهد با «شجاعت» و «امید» به استقبال آینده بروند.
نقش جامعه پزشکی
دریا: آقای دکتر، با توجه به قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، به نظر شما جامعه پزشکی به عنوان یکی از ارکان مؤثر در سلامت جامعه، چه نقش کلیدی در تحقق این هدف میتواند ایفا کند؟
نقش جامعه پزشکی، نقشی محوری و دوگانه است؛ هم میتواند بزرگترین مانع باشد، هم کارآمدترین تسهیلگر. متأسفانه امروز شاهد برخی رویههای نادرست در برخی بخشهای پزشکی هستیم که مستقیم و غیرمستقیم بر کاهش جمعیت تأثیر گذاشته است. من به طور مشخص به مسئله غربالگریهای بیرویه و سقطهای جنینی بر مبنای احتمالات ضعیف اشاره میکنم.در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، برخلاف تصور ما، انجام بسیاری از این غربالگریها ، آنچنان رایج نیست.

چرا؟ زیرا استرسی که به یک مادر به خاطر یک «احتمال» ناچیز یک در چند هزار وارد میشود، خودش میتواند منشأ آسیب باشد. اما در اینجا گاهی با احتمالهایی مانند پنج درصد برای سندرم داون، به راحتی دستور سقط صادر میشود. این به نظر من یک جنایت قانونیشده است. شما برای نجات یک جنین با یک احتمال مشکوک، نوزده جنین کاملاً سالم را از بین میبرید! چه حقی داریم انسانی را به صرف اینکه یک کروموزوم اضافه دارد یا آیکیوی متفاوتی دارد، حذف کنیم؟ آیا تا به حال دیدهاید فردی با سندرم داون از زندگیاش ناراضی باشد یا خودکشی کند؟ آنها نیز انسانهایی شاد و دوستداشتنی هستند. این عمل از هر منظر- اخلاقی، دینی، انسانی و اجتماعی- محکوم است.نکته هشداردهندهتر، ابعاد احتمالی نفوذ و جنگ جمعیتی است.
آمار نشان میدهد ایران سریعترین کاهش نرخ باروری را در تاریخ معاصر جهان تجربه کرده؛ از میانگین ۶ تا ۷ فرزند به زیر ۲ فرزند در زمانی کوتاه. هیچ کشور دیگری چنین سقوط سریعی نداشته است. این شتاب غیرطبیعی، سوالبرانگیز است. آیا ممکن است دست دشمنی که بر مهندسی جمعیت و نسلکشی بیولوژیک کار میکند، در کار باشد؟ حتی شایعاتی درباره دستکاری نرمافزار دستگاههای سونوگرافی برای نشان دادن نتایج خاص وجود دارد. من نمیخواهم دچار توهم توطئه شوم، اما وقتی یک نقطه قوت استراتژیک (جمعیت جوان) به سرعت به یک نقطه ضعف تبدیل میشود، باید با دقت به عملکرد سیستمهای مؤثر نگاه کرد. اینجا نقش پزشک، نقشی حساس و اخلاقی است. پزشکی که با قلم خود حکم به پایان یک حیات بالقوه میدهد، باید پاسخگوی خدا و جامعه باشد. نمونههای زیبایی هم وجود دارد: پزشکانی که با مشاوره درست، خانوادهها را از سقط منصرف کردند و امروز آن فرزند، خود پزشکی موفق شده است. جامعه پزشکی باید به سوی فرهنگسازی برای حفظ حیات و مشاوره امیدبخش حرکت کند.

دریا: با این تفاسیر، شما چه توصیه عملی و کلیدی به خانوادهها، به ویژه زوجهای جوان، برای گام نهادن در مسیر چندفرزندی دارید؟
توصیه اول و مهم من این است: فرزندآوری را با «توانمندسازی» خود همراه کنید. ما نگفتیم بچه بیاورید و به حال خود رها کنید. خود من و همسرم، با وجود چهار فرزند، هنوز در حال خواندن کتابهای تربیتی و شرکت در دورههای آموزشی هستیم. فرزندآوری انگیزهای میشود برای اینکه پدر برای تأمین، تلاش بیشتری کند، مادر برای تربیت، دانش بیشتری بیاموزد و خداوند هم برکتش را نازل کند. این یک دور مثبت است.توصیه دوم: به شدت از «سقط جنین» به دلایل واهی بپرهیزید. این یک گناه بزرگ و قتل یک انسان بیگناه است. من افرادی را دیدهام که بعد از این کار، زندگیشان دچار گرفتاریهای متعدد شده و خودشان ریشه آن را در همین عمل میدانند.
مشکل اقتصادی، توجیهگر این عمل نیست.توصیه سوم: به تجربه زیسته نسل گذشته و حال نگاه کنید. در خانواده خود ما، مادر من با چهار فرزند، از خواهرانش که هرکدام دو فرزند داشتند و شاغل بودند، گاهی احساس عقبافتادگی میکرد. اما امروز نتیجه را ببینید: مادر من ده نوه دارد و خانوادهاش پررونق است، اما خواهرانش نوهای ندارند یا تعدادشان بسیار کم است.همان مادر میگفت: «اگر دانشگاه رفته بودم و کار میکردم، تو و برادر کوچکترت را نداشتم! پس بهتر که نقش بزرگ مادری را انتخاب کردم» این حقیقتی است که باید دید. یا در استان خودمان، خانوادههای پرجمعیتتری را میبینیم که فرزندان دهم و یازدهم خانواده هایی در رشتههای پزشکی و مهندسی و… موفق شده اند.تحقیقات نیز نشان میدهد فرزندان بعدی، به دلیل آموزشهای درونخانوادگی از خواهر و برادرهای بزرگتر، اغلب باهوشتر میشوند و مهمترین توصیه: با ترس زندگی نکنید، با امید و شجاعت زندگی کنید. فرزندی که امروز متولد میشود، ۲۰ سال دیگر وارد بازار کار میشود، یعنی زمانی که کشور از پیک جمعیتی گذشته و با کمبود نیروی کار جوان مواجه است! آن زمان است که فرصتهای شغلی فراوان خواهد بود. مسکنی که امروز کمبود است، اگر با برنامهریزی ساخته شود، در آن زمان ممکن است به وفور برسد.

ما نباید آینده را با معیارهای امروز بسنجیم. دشمن دقیقاً بر همین «ترس» و «ناامیدی» سرمایهگذاری کرده است. جنگ رسانهای عظیمی برای ناامید کردن جوانان در جریان است. تنها صدایی که مدام امید تزریق میکند، صدای رهبری معظم انقلاب است. آسیه و فرعون با هم سر قنداق موسی رسیدند. آسیه گفت این همان فرزندی است که قرار است ما را خوشبخت کند؛ در حالی که فرعون گفت این همان فرزندی است که قرار است تخت و پادشاهی مرا سرنگون کند و مرا بیچاره سازد! موسی( ع) یک شخص بود، ولی آن دو، دو فال متفاوت زدند و اتفاقا آسیه شد یکی از چهار زن برتر تاریخ در کنار مریم و خدیجه و فاطمه( س )و فرعون هم ساقط شد. انسان خوشبین، از نظر علمی هم به نتایج بهتری میرسد. جوانان باید شجاعانه، با توکل بر خدا و امید به آینده، زندگی، ازدواج و فرزندآوری را پیش ببرند. این تنها راه مقاومت در برابر جنگ نرم دشمن و ساختن ایرانِ قوی فرداست.
دریا: اگر نکته پایانی دیگری دارید، بفرمایید.
جمعبندی من این است: فرزند، یک موهبت، یک مدرسه تربیتی و یک سرمایهگذاری برای فردای خانواده و کشور است. جامعه پزشکی باید با اصلاح رویهها، حافظ این موهبت باشد. خانوادهها باید با دانش و امید، از این مدرسه پرفایده استقبال کنند. دولتمردان نیز باید با مدیریت منابع و ایجاد امید، بستر این حرکت ملی را فراهم آورند. اگر هر کدام به نقش خود عمل کنیم، میتوانیم بر موج شتابان پیری جمعیت غلبه کنیم و دوباره گرمای زندگی را به کانون خانوادهها و قدرت را به پیکره این مرز و بوم بازگردانیم.
تشکیل خانواده و فرزندآوری
مجموعه سهقسمتی گفتوگو با دکتر کاوه که خودش وهمسرش دندانپزشک هستند وچهارفرزند دارند، روایتی از یک ایدئولوژی زندگیساز بود. او و همسرش نشان دادند که در دنیای پیچیده امروز، میتوان میان پیشرفت حرفهای و کیان خانوادگی، توازنی سازنده ایجاد کرد. نگاه منتقدانه او به برخی سیاستهای پزشکی، هشداری به جامعه است تا «علم» را در خدمت «حیات» بگیرد، نه علیه آن. و تأکید نهایی او بر «امید» و «شجاعت»، پیامی است به همه جوانانی که در زیر بار سنگین تبلیغات یأسآفرین، ممکن است رویای تشکیل خانواده را به فراموشی بسپارند. به راستی که آینده از آن کسانی است که به جای ترس از فردا، برای فردا «انسانی» تربیت میکنند.






ثبت دیدگاه