دریانیوز//در هفتههای اخیر، تأثیر مستقیم افزایش نرخ سوم بنزین و تکنرخی شدن ارز بر قیمت کالاها و خدمات، بر کسی پوشیده نیست. این موج تورم، همچون سیلابی ویرانگر، هیچ صنفی را بیتأثیر نگذاشته است. در این میان، رسانههای مکتوب و به ویژه مطبوعات محلی، با درد مضاعفی دستوپنجه نرم میکنند: افزایش سرسامآور قیمت کاغذ و هزینههای چاپ و…..
در سالهایی که گرانی لجامگسیخته، سفره مردم و بنگاههای اقتصادی را تحتالشعاع قرار داده، دغدغه مدیران رسانههای محلی، دیگر نه اندیشیدن به کیفیت، نوآوری یا تولید محتوای عمیق، که صرفاً تأمین هزینههای جاری برای انتشار شماره بعدی است. وقتی تمام انرژی مدیرمسئول، سردبیر وحتی خبرنگاران یک نشریه صرف تامین و پرداخت حق چاپخانه و حقوق نیروی انسانی و آب وبرق و… شود، طبیعی است که ارتقای کارکرد و بازدهی رسانه به حاشیه رانده میشود. اینجا دیگر از رسالت نظارتی، روشنگری و پیشبرد توسعه محلی خبری نیست؛ گاه حتی بقا جای رسالت را میگیرد.وضعیت در استانهایی مانند هرمزگان، بحرانیتر و متناقضتر است.
از یک سو، مدیران روزنامهها و هفتهنامههای محلی برای تأمین مالی ابتداییترین هزینههای انتشار خود دستوپا میزنند. از سوی دیگر، در تقسیمبندی ناعادلانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هرمزگان در زمره استانهای «برخوردار» قرار گرفته است! این در حالی است که بر اساس آمارهای رسمی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی و مرکز آمار ایران، این استان در شاخصهای محرومیت، فقروفلاکت و بیکاری، صدرنشین استان های دیگر است. چگونه استانی که مردمانش با محرومیت دستبهگریبانند، مطبوعاتش «برخوردار» محسوب میشوند؟
این تناقض، وقتی تلختر میشود که حتی دستگاههای اجرایی حاضر نیستند هزینه آگهیهای قانونی خود را – که از طریق سامانه وزارت ارشاد به نشریات ابلاغ میشود – بهطور کامل و بهموقع پرداخت کنند. این تأخیرها و کمحسابیها، آخرین تیر ترکش را بر پیکر نیمهجان مطبوعات محلی وارد میآورد.
مطبوعات محلی، چشمبینای جامعه و زبان گویای مردم منطقهاند. خفه شدن این فریاد به بهانههای اقتصادی، به معنای کور شدن یکی از مهمترین کانالهای پیوند مردم با مسئولان و محروم ماندن بیشتر این مناطق از دیدهشدن است. اگر رسانههای محلی نباشند، صدای اعتراضات و
مطالبات مردمی که در پایتخت شنیده نمیشود، کی شنیده خواهد شد؟
ضروری است وزارت ارشاد و نهادهای متولی:
۱. در تقسیمبندی حمایتی خود از مطبوعات، بازنگری عاجل و واقعبینانهای انجام دهند و ملاک را نه موقعیت جغرافیایی، که شاخصهای عینی محرومیت و دشواری معیشت مردم و فعالان رسانهای قرار دهند.
۲. مکانیزمی شفاف و الزامآور برای پرداخت بهموقع و کامل هزینه آگهیهای دستگاهها به نشریات ایجاد کنند.
۳. با در نظر گرفتن یارانه ویژه یا تخفیف در تخصیص کاغذ، تکیهگاه مالی کوچکی برای این رسانههای در حال احتضار باشند.نشریات محلی، تنها کاغذهای سیاهشده نیستند؛ آنها ضمیر بیدار جامعهاند. باید پیش از آنکه خاموشی آنان، خاموشی بخشی از آگاهی جمعی را در پی داشته باشد، چارهای اندیشید.
آیا این رسانه های نحیف می توانند با رسانه های دشمن مقابله کنند و در اطلاع رسانی صحیح گام بردارند؟ بایستی از
رسانه های داخلی حمایت شود تا آنها دغدغه چاپ وسایر هزینه ها را نداشته باشند وفقط به تولیدمحتوای باکیفیت و اثرگذار بپردازند.






ثبت دیدگاه