دریانیوز // مظلومیت پلیس و نیروی انتظامی را در اغتشاشات اخیر دیدیم که در روزهای اول با دست خالی مقابل اغتشاشگران و تروریست های مسلح ایستادند و مظلومانه بهشهادت رسیدند. اغتشاشگران و تروریست های مسلح وقتی نیروی انتظامی را دیدند که بدون سلاح در مقابل شان ایستاده اند و آمده بودند تا با سلاح زبان ارشادشان کنند ، مظلومانه به آنها حمله کردند و برخی را به بدترین شیوه مجروح کردند ویا به شهادت رساندند؛ مظلومانه سر برخی از مدافعان امنیت را بریدند و آنها را آتش زدند .
تروریست ها و اغتشاشگران با سلاح های سرد وگرم، حافظان امنیت را موردحمله قرار دادند. تروریست ها از نوجوانان و جوانان فریب خورده به عنوان سپرانسانی استفاده کردند و حتی به آنها هم رحم نکردند وبرخی را با اسلحه کشتند. اگر اینترنت یکی دو روز هم زودتر قطع می شدو ارتباط اغتشاشگران و تروریست ها با سرکردگان شان و با همدیگر قطع می شد، بطور حتم صدهاپلیس، کاسب، بچه و زن ومرد بیگناه به شهادت نمی رسیدند و تعداد شهدا کاهش می یافت وحجم تخریب اماکن، خودروها و… کمتر می شد.در این شرایط بایستی تا نفر آخر اغتشاشگران و تروریست هاکه با حمایت های مادی و تسلیحاتی رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار اقدام به قتل مردم و حافظان امنیت و تخریب اموال عمومی و مردم کردند، دستگیر شده و به سزای اعمال
ننگین شان برسند.
عفو نباید شامل تروریست و اغتشاشگران شود و مجازات ها بایستی بازدارندگی لازم را داشته باشد.وقتی می شنویم قاسم عزیزی۲۵ساله، جوان مدافع امنیت در مرودشت که گلویش را بریدند و بدنش را بصورت وحشیانه سوزاندند که فقط خاکسترش برجای ماند، نباید بر قاتلان و تروریست هایی که اینگونه بی رحمانه و داعش گونه ، مدافعان امنیت وحتی مردم را به شهادت رساندند، مورد عفو و بخشش قرار گیرند.رئیس ستادکل نیروهای مسلح هم گفته است: جوانان ما اگر میخواستند با قدرت سلاح جلوی اغتشاشگران بایستند، ۲ ساعته همه را جمع میکردند.اما چون آنها از سپر انسانی استفاده میکردند، جوانان ما فقط با جانشان از این کشور و مردم دفاع کردند.
جنایتی که درحق پلیس شد
جنایتی که درحق پلیس شد، غیرقابل بخشش است. بایستی با جانیان وتروریست ها برخورد قاطع و غیرقابل اغماض صورت گیرد. گفتگوهایی که با برخی از مدافعان امنیت که زخمی شدند و یا همرزمان شهدای امنیت در رسانه ها وفضای مجازی دیده و شنیده شد، دردآور است. صحنه ها نشان از مظلومیت شان بود. مدافعان امنیت هم با مشکلات اقتصادی و معیشتی مواجهند و حقوق و درآمدشان کفاف زندگی شان را نمی دهد، اما با
جان شان از وطن و امنیت کشور دفاع کردند و می کنند و خم به ابرو نمی آورند. آنها در بیشتر شهرهای کشور در این اغتشاشات ایستادند و شهید و مجروح دادندو در بندرعباس هم یک مدافع امنیت شهید شد. در سایر کشورها از جمله آمریکا، جواب ایستادن در مقابل پلیس فقط گلوله است ، اما در ایران
پلیس مان حتی در اغتشاشات تا حد امکان و بخصوص روزهای اول با دست خالی و فقط با زبان ارشاد و گفتگو خواستند در مقابل فریب خوردگان بایستد و آگاهشان کنند که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اند. پلیس مظلوم بود که تروریست ها این مدافعان امنیت و مردم عادی را به شهادت می رساندند و رسانه های معاند می گفتند که این ها توسط پلیس ایران کشته می شوند وبرخی ساده لوحان داخلی هم باور می کردند تا اینکه بر همه روشن شد پلیس حتی از سلاح برای دفاع از خودش استفاده نمی کرد و بی سلاح زیرمشت و لگد و سلاح های گرم و سرد مزدوران اجنبی و تروریست ها قرار گرفتند و جان دادند.
صدای همسرت که در حال تکهتکه شدن است را گوش کن!
ویدئویی منتشرشده از یک روایت تکاندهنده در اصفهان، جزئیات تلخی از شهادت مأمور نیروی انتظامی را منتشر میکند. به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، ویدئویی منتشرشده از یک روایت تکاندهنده در اصفهان، جزئیات تلخی از شهادت چند مأمور نیروی انتظامی به دست اغتشاشگران را بازگو میکند؛ روایتی که به تماس تلفنی همسر باردار یکی از شهدا در واپسین لحظات زندگی او گره خورده است. در این میان، تلفن همراه یکی از مأموران به صدا درمیآید؛ تماس از سوی همسر اوست که برای اطلاع از حال همسرش تماس گرفته بود. اما افراد مهاجم تلفن را پاسخ میدهند و در اقدامی هولناک، همسر باردار این مأمور را از وضعیت همسرش باخبر میکنند و او را وادار میکنند صدای لحظات پایانی زندگی همسرش را بشنود.
این زن که در ماه هفتم بارداری بوده، پس از شنیدن این صحنه دلخراش دچار شوک شدید شده و به بیمارستان منتقل میشود. در پی این حادثه، فرزند این شهید بهصورت نارس و در هفتماهگی به دنیا میآید؛ نوزادی که تنها یک تا چند روز پس از تولد، در مراسم تشییع پیکر پدرش حضور مییابد.بر اساس این روایت، شدت این حادثه تلخ موجب بروز مشکلات جدی در تکلم همسر این شهید نیز شده است چراکه در لحظه شهادت همسرش در پشت تلفن به او می گویند: «به صدای همسرت که در حال تکهتکه شدن است گوش کن… « انتشار این ویدئو بار دیگر ابعاد انسانی و خانوادگی خشونتهای اعمالشده علیه مأموران حافظ امنیت را برجسته کرده است.
مدافع امنیتی که نوزاد یک روزه خود را ندید و شهید شد
شهید همتی در لحظهای که زندگیاش تازه به نقطهای جدید وارد میشد و پدر شده بود به دست تروریستها شهید شد. به گزارش تسنیم، شهید محمد همتی، از همان روزهای اولیه خدمتش در میدانهای نبرد با تروریستها، نشان داد که یک مبارز واقعی است. در روزهایی که همه چیز برایش تازه بود و در آستانه پدر شدن قرار داشت، حادثهای تلخ به وقوع پیوست. آن روز تروریستهای داعشی حملهای وحشیانه به موقعیتهای امنیتی کشور انجام دادند و محمد همتی، با تمامی شجاعت و فداکاریاش، در نبردی جانانه به شهادت رسید. محمد که همیشه به همرزمهایش امید میداد و استقامت نشان میداد، در آخرین لحظات زندگیاش نتوانست به لحظههای شیرین پدر بودن دست یابد. همرزمانش از او یاد میکنند که در آن روزهای پرتنش و پر از جنگ، لحظاتی را برای صحبت در مورد آینده و زندگی مشترکش با خانوادهاش صرف کرده بود، اما تقدیر چیز دیگری میخواست.یادگار او، نوزاد یک روزهاش، با پدرش هیچگاه فرصت ملاقات پیدا نکرد، اما یاد او در دلها جاودانه باقی خواهد ماند. خانوادهی شهید همتی با عزمی راسخ و افتخار، ادامهدهنده راه او هستند.
اعتراف اغتشاشگر همدان: تحتتاثیر فضای مجازی به مامور پلیس حمله کردم
اغتشاشگری که تحت تاثیر شبکه اجتماعی معاند به مامورحافظ امنیت حمله ور شده و اسحله اورا سرقت کرده بود، دستگیر شد.به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، در یکی از شبهایی که اعتراض و اغتشاش در هم آمیخته شده بود و تعدادی از مردم که بیشتر آنها از قشر نوجوان تحتتاثیر هیجانات و تحریک افرادی در فضای مجازی به خیابانها میآمدند و در نقاط مختلف شهر تجمعات به شکل آشوبگری و تخریب نمایان می شد، افرادی فداکار برای محافظت از مردم در سرمای شبهای زمستان همدان در اکثر نقاط ایستاده بودند. فیلمی از زخمی کردن یکی از ماموران حافظ امنیت توسط اغتشاشگران در خیابان شهدا منتشر شد که تعدادی از مردم به کمک این مامور آمدند و وی را با آمبولانس به مرکز درمانی منتقل کردند. این اتفاق ۱۸ دی ماه رخ داد و حالا اغتشاشگری که مامور را زخمی کرده بود و اسلحه مامور را به سرقت برده بود کمتر از یک هفته توسط ماموران همدان دستگیر شد.
وی پس از دستگیری در اعترافات خود عنوان کرد: زمانیکه خیابان شهدا شلوغ شد یک مامور از بین حدود ۴۰ مامور جدا شد و تنها ماند و من هم بدون فکر به سمت او حمله ور شدم و پس از وارد آوردن جراحات و وقتی دیدم بیهوش شد اسلحهاش را برداشته و در لباسم پنهان کردم. این مجرم عنوان کرد: پس از این اتفاق به سمت فلکه پروانه حرکت کردم و آنجا مقداری شلوغ شد اسلحه را در مکانی زیر خاک پنهان کردم، هر شب به خیابان ها میآمدم و صورت خود را پوشانده بودم و لباسهایم را عوض میکردم اما شناسایی و دستگیر شدم. مامور حافظ امنیتی که مورد ضرب و شتم قرار گفته بود مورد درمان قرار گرفت و حال عمومی وی خوب است. وی اظهار کرد: نه تنها من بلکه فرماندهان ما نیز تصور نمیکردند که چنین رفتار وحشیانه و این گونه اقدامات به این شکل رخ دهد، از ناحیه شاهرگ ران چاقو خوردم، زمانی که در آمبولانس بودم و به صورتم می زدند تا از هوش نروم فقط گفتم اسلحه ام کجاست.






ثبت دیدگاه