دریانیوز // آنها نخبگان فردای این مرز و بوم هستند؛ دانشآموزانی که با پشتکار و هوش سرشار، پای به مدارس خاص میگذارند تا مسیر موفقیت را هموارتر طی کنند. اما پشت دیوارهای بلند آرزوها و نمرات درخشان، گاه فریادهای خاموشی به گوش میرسد که کسی نمیشنود. استرس مزمن، کمالگرایی افراطی، ترس از سقوط و گاه افکار خودکشی، مهمانان ناخواندهای هستند که جان این دانشآموزان را میآزارند. تفاوت عمده اینجاست که در مدارس عادی، مشکل اصلی بیانگیزگی نسبت به درس است، اما در مدارس خاص مانند تیزهوشان و نمونه دولتی، مسئله کاملاً متفاوت است؛ اینجا پای انگیزهای سرشار، اما هدایتنشده در میان است که به قیمت سلامت روان تمام میشود. برای بررسی این معضل و یافتن راههای پیشگیری از آسیبهای روانی در این قشر نخبه، با فاطمه آسا، روانشناس کودک و نوجوان، به گفتوگو نشستهایم.
دریا: خانم آسا، در بخش قبلی گفتوگویمان به موضوع بیانگیزگی نوجوانان در مدارس عادی پرداختیم. امروز اما میخواهیم به قشر دیگری از دانشآموزان بپردازیم که ظاهراً همه چیز برای موفقیتشان فراهم است، اما گاه دچار آسیبهای روحی عمیقی میشوند. چرا دانشآموزان مدارس خاصی مانند تیزهوشان و نمونه دولتی، با وجود انگیزه بالای تحصیلی، دچار استرس شدید، فروپاشی عصبی و حتی افکار خودکشی میشوند؟
سؤال بسیار مهمی مطرح کردید. بله، مشکل در این مدارس کاملاً متفاوت از چیزی است که در مدارس عادی میبینیم. در اینجا با کمکاری یا بیانگیزگی نسبت به درس مواجه نیستیم، بلکه با فشار مزمن و کمالگرایی افراطی روبروییم. این دانشآموزان از خودشان توقعات بسیار بالا و همیشه در بالاترین حد ممکن دارند. ترس از سقوط، ترس از اینکه نمرهشان از ۱۹ پایینتر بیاید، ترس از دست دادن جایگاهشان در مدرسه، خانواده و حتی جامعه، آنها را رها نمیکند.
دریا: یعنی رقابت اینقدر نفسگیر است؟
دقیقاً. در مدارسی مانند فرزانگان یا سایر مدارس خاص، تأکید بیش از حد روی رتبه، نمره و رقابت دائمی، هویت نوجوان را به نمره گره میزند. به او القا میشود که «اگر نمره نیاوری، هیچی نیستی»، «از این مدرسه اخراج میشوی»، «دیگر آن جایگاه را در خانواده نداری». این طرز فکر فضای امن روانی را از نوجوان میگیرد و او را به سمت فرسودگی تحصیلی سوق میدهد. متأسفانه هیجانات منفی و حال بد این بچهها معمولاً خاموش است؛ یعنی آنها هرگز مثل بقیه نوجوانان بروز نمیدهند که حالشان بد است، استرس دارند یا نگرانند. به همین دلیل، وقتی والدین و مدرسه متوجه میشوند، معمولاً کار از کار گذشته است.
دریا: چه عواملی باعث میشود این فشار روانی تا این حد خطرناک شود؟
چند عامل دست به دست هم میدهد:
۱. کمالگرایی افراطی: این دانشآموزان خود را ملزم میدانند همیشه بهترین باشند و کوچکترین لغزشی را برنمیتابند.
۲. رقابت ناسالم: جو مدرسه به گونهای است که همه با همه در رقابتند و این رقابت به همدلی و حمایت تبدیل نمیشود.
۳. هویت گره خورده به نمره: نوجوان احساس میکند ارزش وجودی او با نمراتش سنجیده میشود.
۴. فقدان فضای امن برای ابراز هیجانات: آنها یاد گرفتهاند که نباید ضعف نشان دهند.
دریا: با این اوصاف، مدارس خاص مانند تیزهوشان چه اقداماتی باید انجام دهند تا از بروز این آسیبها پیشگیری کنند؟
پیشگیری، کلید طلایی حل این معضل است. من به این مدارس پیشنهاد میکنم به جای تأکید صرف بر رقابت، روی رشد فردی و پیشرفت شخصی کار کنند. یعنی به دانشآموز بیاموزیم که خودش را با دیروز خودش مقایسه کند، نه با دیگران. تأکید بر یادگیری عمیق به جای نمرهگرایی صرف، احساس توانمندی و ارزشمندی را در این بچهها تقویت میکند. وقتی کمالگرایی درست هدایت شود، میتواند به موفقیتهای بزرگ تبدیل شود، اما اگر رها شود، به فاجعه میانجامد.
دریا: از حضور مشاور در مدرسه گفتید. نقش مشاور در این میان چقدر حیاتی است؟
بسیار حیاتی. وجود یک اتاق امن روانی در مدرسه با یک مشاور فعال و کارآزموده، یک ضرورت انکارناپذیر است. این مشاور باید برنامههای مداومی برای دانشآموزان داشته باشد:
· برگزاری جلسات تخلیه هیجانی و مدیریت استرس به صورت منظم
· غربالگری دورهای با استفاده از پرسشنامههای فرسودگی تحصیلی و سلامت روان
· شناسایی زودهنگام دانشآموزان در معرض خطر
دریا: معلمان چطور میتوانند در این فرآیند مشارکت کنند؟
معلمان خط مقدم شناسایی هستند. آنها باید آموزش ببینند تا علائم هشدار فروپاشی عصبی، افسردگی و استرس بالا را در دانشآموزان تشخیص دهند. این علائم میتواند شامل جملات ناامیدکننده، طنز تلخ درباره مرگ، انزوا، افت ناگهانی نمرات، بیحوصلگی مفرط یا تغییرات خلقی شدید باشد.
وقتی معلم این علائم را دید، باید سریعاً به مشاور مدرسه اطلاع دهد تا در زمان مناسب به نوجوان کمک شود.
دریا: این علائم هشدار را کمی دقیقتر توضیح میدهید؟
علائم هشدار میتواند شامل موارد زیر باشد:
· جملات ناامیدکننده مانند «اصلاً زندگی ارزش نداره»، «من به هیچ دردی نمیخورم»
· طنز تلخ و شوخیهای مکرر درباره مرگ یا خودکشی
· انزوای اجتماعی و کنارهگیری از دوستان و همکلاسیها
· افت ناگهانی و بیسابقه نمرات
· بیخوابی یا پرخوابی، تغییر در عادات غذایی
· تحریکپذیری شدید و پرخاشگری بیدلیل
دریا: به نکته جالبی اشاره کردید: غربالگری دورهای. دقیقاً چه نوع ارزیابیهایی باید انجام شود؟
درست مثل امتحانات هفتگی و ماهانه که از دانشآموزان گرفته میشود، باید پرسشنامههای سلامت روان و فرسودگی تحصیلی هم جزو برنامه ثابت مدارس باشد. این پرسشنامهها میتواند علائم استرس، اضطراب، افسردگی و فرسودگی را زودتر از آنکه به بحران تبدیل شود، شناسایی کند. اگر این غربالگریها به صورت منظم انجام شود، میتوانیم قبل از اینکه دیر شود، به نوجوان کمک کنیم.
دریا: و وظیفه والدین در این میان چیست؟ آنها چطور میتوانند از فرزندان نخبه خود در برابر این فشارها محافظت کنند؟
والدین نقش بسیار مهمی دارند. اولین و مهمترین توصیه من این است که به جای پرسشهای تکراری «چند شدی؟»، «رتبهات چند شد؟»، «چندمی شدی؟»، سؤالات دیگری بپرسند. مثلاً:
· «امروز کدوم قسمت درس برات سخت بود؟»
· «کجا فشار بیشتری رو احساس کردی؟»
· «کدوم بخش روزت بهتر بود و بیشتر لذت بردی؟»
· «چطور میتونم کمکت کنم تا فشار کمتری رو تحمل کنی؟»
این سؤالات به نوجوان میفهماند که شما به سلامت روان او اهمیت میدهید، نه فقط به نمراتش.
دریا: بحث مقایسه را چطور باید مدیریت کرد؟
مقایسه، حتی به شوخی، باید به طور کامل از زندگی این بچهها حذف شود. این دانشآموزان آنقدر تحت فشار هستند که یک مقایسه ساده میتواند برایشان ویرانگر باشد. جملهای مثل «پسرخالهات تیزهوشان قبول شد، تو چرا نتونستی؟» یا حتی «فلانی نمرهاش بیست شده، تو نوزده شدهای» میتواند احساس شکست و بیارزشی عمیقی ایجاد کند.
دریا: به موضوع خواب و سبک زندگی اشاره کردید. این موارد چه تأثیری دارد؟
تأثیر شگرفی دارد. معمولاً بچههای مدارس خاص خواب منظمی ندارند. کمخوابی یکی از عواملی است که مستقیماً با افکار خودکشی در ارتباط است. پس توجه به خواب کافی و منظم بسیار حیاتی است. همچنین باید به سبک زندگی آنها توجه کنیم:
· بعد از چند ساعت درس خواندن، چقدر استراحت میکنند؟
· سوپاپ اطمینانشان چیست؟ وقتی فشار عصبی دارند، چه کارهایی برای آرام کردن خودشان انجام میدهند؟
· آیا ورزش میکنند؟ تفریح دارند؟ با دوستانشان معاشرت میکنند؟
همه این موارد باید تحت نظر باشد و والدین باید در این زمینه با فرزندشان صحبت کنند و در صورت لزوم، به او کمک کنند تا تعادل را در زندگیاش برقرار کند.
دریا: و نکته پایانی برای معلمان این مدارس؟
معلمان عزیز باید بدانند که نوجوان بیشتر از آنکه به درس واکنش نشان دهد، به رابطه با شما واکنش نشان میدهد. هر درسی را که نوجوان با معلمش رابطه خوبی داشته باشد، عاشق آن درس میشود و با انگیزه آن را میخواند. وای به روزی که نسبت به یک معلم دلسرد شود. پس خیلی مهم است که شما در کلاستان یک فضای امن روانی ایجاد کنید:
· از جملات مثبت استفاده کنید
· هرگز دانشآموزان را تمسخر یا تحقیر نکنید
· آنها را با هم مقایسه نکنید
· شرمندهشان نکنید
· درسها را تا جایی که میتوانید برایشان کاربردی کنید و توضیح دهید که این مطالب به چه دردی در زندگیشان میخورد
· هر چقدر بیشتر به آنها احساس کنترل بدهید، مثلاً با مشارکت دادن در کارهای کلاس، پروژههای گروهی، انتخاب موضوع تحقیق، انگیزه و سلامت روانشان را تقویت کردهاید.
دریا: اگر همه این اقدامات انجام شود اما باز هم شاهد علائم هشدار در فرزندمان بودیم، چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کنیم؟
اگر علائمی مانند بیخوابی مزمن، کاهش شدید اشتها، انزوای مفرط، افت تحصیلی شدید و ناگهانی، جملات ناامیدکننده و به خصوص هرگونه صحبت درباره مرگ یا خودکشی مشاهده کردید، بلافاصله باید به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید. در این موارد، مداخله زودهنگام میتواند جان یک نوجوان را نجات دهد.
دریا: صحبت پایانی شما برای دانشآموزان مدارس خاص و والدینشان چیست؟
میخواهم به این دانشآموزان عزیز بگویم: شما فقط نمره و رتبه نیستید. شما انسانید با همه زیباییها، خلاقیتها، احساسات و رویاهایتان. نمره بیست شما را آدم بهتری نمیکند و نمره پایینتر هم از ارزشهای شما کم نمیکند. به خودتان اجازه دهید گاهی اشتباه کنید، گاهی استراحت کنید، گاهی حتی «فقط» یک نوجوان معمولی باشید. و به والدین گرامی میگویم: فرزند نخبه شما بیش از آنکه به نمرههای درخشان نیاز داشته باشد، به آغوشی امن نیاز دارد که در آن بیهراس از قضاوت، بتواند از خستگیها و ترسهایش بگوید. خانه باید پناهگاهی باشد از تمام فشارهای بیرون، نه خود به منبع فشار تبدیل شود. امید که همه بچههای ما بتوانند در سال تحصیلی پیش رو، بهترین نتیجه را با کمترین استرس ممکن کسب کنند و با انگیزه و سلامت روان، برای چالشهای بزرگتر زندگی آماده شوند.






ثبت دیدگاه