دریانیوز// در قسمت اول گفتوگو ، با همراهی روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، با دکتر محمد کاوه و همسر دندانپزشکشان که دارای چهارفرزند دختر هستند، به بسترهای عاطفی، تربیتی و معنوی تشکیل خانوادهای پرجمعیت پرداختیم. در این قسمت، به سراغ دو پرسش کلیدی و بهروز میرویم؛ پرسشهایی که ذهن بسیاری از جوانان و زوجهای امروز را به خود مشغول کرده است: آیا میتوان در شرایط اقتصادی دشوار، به فرزندآوری فکر کرد؟ و چرا افزایش نسل و جوانسازی جمعیت، یک ضرورت ملی و راهبردی است؟ دکتر کاوه با تکیه بر تجربه زیستی، تحصیلات آکادمیک و باوری راسخ، پاسخهایی شنیدنی دارد.
دریا: آقای دکتر، یک نگرانی رایج میان جوانان امروز، مسائل اقتصادی است؛ نداشتن شغل ثابت، مسکن و تامین هزینهها. بسیاری بر این اساس، فرزندآوری را به تعویق میاندازند یا از آن صرفنظر میکنند. شما این دیدگاه را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر من، این نگاه، یک مغالطه تاریخی و اجتماعی است. بگذارید از یک مقایسه شروع کنم. من متولد دهه شصتم. شرایط اقتصادی آن دوران به هیچ وجه با امروز قابل قیاس نبود. بسیاری از میوههایی که امروز به راحتی در دسترس همه است، در آن زمان کالایی لوکس و نایاب بود. اما نسل قبل، در همان شرایط سخت، خانواده تشکیل داد، فرزند آورد و بسیاری از همان افراد، امروز از موفقترینهای جامعه ما هستند. گاهی محدودیت، خودش محرک خلاقیت و تلاش بیشتر میشود. یک ضربالمثل انگلیسی میگوید: «Necessity is the mother of invention»؛ یعنی ضرورت، مادر اختراع است. وقتی همه چیز فراهم باشد، انگیزه ذاتی برای جهاد و پیشرفت، کمرنگ میشود.
نکته دوم، یک خطای راهبردی در نسل جدید است: این تفکر که «باید همه شرایط ایدهآل را برای فرزند فراهم کنیم تا او از ما موفقتر باشد.» این نگاه نه تنها دستنیافتنی است، که اغلب نتیجه معکوس میدهد. فرزندی که در رفاه کامل و بیدغدغه بزرگ شود، ممکن است همان حس نیاز و جوشش درونی برای تلاش را از دست بدهد. من خودم مثال عینی دارم: اگر پشتوانه مالی داشتم، شاید هرگز این حجم از تلاش برای درس و کار را نمیکردم. یک دوست داشتیم که در یک قرعهکشی یکی از سریال های شبکه خانگی برنده یک آپارتمان تهران شد. او کنکور ارشد را رها کرد و تمام برنامههایش را بر فروش آن آپارتمان و مهاجرت قرار داد.
متاسفانه آن پروژه سریال ناتمام ماند و با شکست مواجه شدو آپارتمانی به دوست ما تحویل داده نشد و آن دوست ما، چند سال از عمرش را بیهوده از دست داد. چه بسا اگر وعده آن آپارتمان ناگهان به سراغش نمیآمد، امروز فرد موفقی تری بود. اینها قصهسازی نیست؛ واقعیتهای ملموس اطراف ماست.اما مهمتر از تحلیل مادی، بُعد معنوی و توحیدی ماجراست. من به مفهوم «برکت» ایمان دارم. این یک واژه انتزاعی نیست. من در زندگیام لمس کردهام. وقتی با کمترین امکانات ازدواج کردیم، هر بار که فرزندی به جمعمان اضافه شد، گشایشهای جدیدی در زندگیمان رخ داد. قرآن وعده روزیِ شمارشناپذیر (رزق لایحتسب) را داده است. این رزق، فقط پول نیست؛ میتواند آرامش، تدبیر، فرصتهای جدید کاری یا مدیریت بهینه همان منابع محدود باشد. برایم جالب است که فرزند اولم، قرار بود یک ماه بعد به دنیا بیاید، اما در سیزدهم رجب، روز تولد امام علی (ع) و روز پدر متولد شد و من در روز پدرم، پدر شدم.
یا برای فرزند چهارم، پسرخالهام که سید است و راه دور است، یک ماه قبل از اطلاع ما از بارداری، خواب میبیند که فرزندی در آغوش دارم و اسمش زهراست. نهایتاً این فرزند، در بیستم جمادیالثانی، روز تولد حضرت زهرا (س) به دنیا آمد و ما نام «یاسمین زهرا» را برایش انتخاب کردیم. اینها برای من نشانههایی فراتر از محاسبات مادی است.
آیه ۲۳۳ سوره بقره به صراحت میفرماید: «…لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا…» (مادر به خاطر فرزندش متضرر نمیشود). حداقلش این است که مادر متضرر نمیشود. یعنی از نظر خداوند فرزند آوری معامله است که به هیچ وجه زیان ده نیست.انسان در سختیها آفریده میشود و مانند فولاد، در کوره مشکلات استحکام پیدا میکند. از این منظر، فرزند یک «توفیق اجباری» است. برای رشد اخلاقی، برای گذشتن از خودخواهیها. وقتی فرزند میآید، ناچار میشوی «خودت» را کنار بگذاری تا «خود» بزرگتری بسازی که خواستههای فرزندانت هم در آن جای گیرد. این بزرگ شدن روح، با هیچ موفقیت دیگری قابل مقایسه نیست. بچههای ما «فاطمه»، «طوبی»، «نورا» و «زهرا» هر یک، دنیایی جدید به ما آموختهاند.
تاکیدات رهبری
دریا: با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری و تصویب قانون جوانی جمعیت، به نظر شما چرا این موضوع یک ضرورت ملی است؟

ضرورت این موضوع، دو بعد فردی-خانوادگی و ملی-راهبردی دارد. از بعد کلان، یک جمعیت جوان، بزرگترین دارایی و موتور محرک توسعه یک کشور است. در مقابل، پیری جمعیت، یک بحران خزنده است. کشور ژاپن را ببینید؛ اقتصاد این کشور برای دو دهه تقریباً راکد مانده و تقریبا gdp آنها ثابت است. شاید یکی از دلایل عمده آن، پیر شدن جمعیت است. نیروی کار کم میشود، هزینههای بهداشت و بازنشستگی سرسامآور میشود و چرخ توسعه از حرکت میایستد. در مقایسه، جمعیت جوان یعنی نوآوری، تولید و اقتدار. چین را نگاه کنید. یکی از ارکان اصلی قدرت روزافزون آن، جمعیت عظیمش است. این یک واقعیت ژئوپلیتیک است. حالا سوال اینجاست: آیا ایران ظرفیت جمعیتی بیشتر را دارد؟ پاسخ من قطعاً آری است. مشکل ما کمبود منابع نیست، مدیریت ناکارآمد و هدررفت وحشتناک منابع است.من مهندسی نفت هم خواندهام. میدانم نفت با چه مشقتی استخراج، پالایش و با یارانه به پمپ بنزین میرسد، بعد ممکن است قاچاق شود! این یک فاجعه مدیریتی است. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، فرهنگ مصرف بسیار متفاوت است.
برادر همسرم در اروپا زندگی میکند. در لندن برق به صورت اعتباری است. اگر اعتبارتان تمام شود، برق قطع میشود! یا وقتی ماشین میخرند، مهمترین فاکتور، مصرف سوخت آن است. در ایران، به دلیل قیمت پایین حاملهای انرژی، اساساً این دغدغه را نداریم. اگر ما فقط فرهنگ درست مصرف و مدیریت علمی منابع را در پیش بگیریم، میتوانیم به راحتی جمعیتی دو تا سه برابر کنونی را با رفاه مناسب تأمین کنیم.از بعد فردی هم که بگوییم، فرزندآوری یک سرمایهگذاری برای سالمندی خود فرد است. در اروپا، به دلیل فروپاشی خانواده، خانههای سالمندان به یک پدیده رایج و غمانگیز تبدیل شده. اما کدام سالمند، زندگی در بهترین آسایشگاه را به بودن در کنار فرزندان و نوههایش ترجیح میدهد؟ در کل استان هرمزگان یک خانه سالمندان هست ؛در حالی که در اروپا در هر محله از هر شهر یک خانه سالمندان هست.
وقتی شما فرزند میآورید، در وهله اول برای خودتان شبکه عاطفی و حمایتی میسازید. از طرف دیگر، این عمل یک خدمت بزرگ به جامعه است. آن جوانی که امروز متولد میشود، بیست سال دیگر پزشک، مهندس، معلم یا پرستاری میشود که به همه جامعه، حتی به کسانی که فرزندی ندارند، خدمت میکند. پس کسی که فرزند میآورد، هم به خود و هم به کشورش خدمت میکند.
شیرینی اولاد
گفتوگوی ما با دکتر کاوه، پرتویی بر نگرشی جامعنگر است؛ نگاهی که ترس از آینده اقتصادی را با توکل فعال، تجربه نسل گذشته و تفسیری واقعبینانه از مفهوم رزق و برکت پاسخ میدهد. از سوی دیگر، او با زبانی ساده، پیچیدگیهای اقتصاد کلان و سیاستگذاری جمعیتی را به تصویر میکشد و نشان میدهد که فرزندآوری، فراتر از یک انتخاب شخصی، یک مسئولیت اجتماعی و یک فرصت تاریخی برای ساختن آیندهای مقتدر و پرنشاط برای ایران است. شاید کلید عبور از بحران کنونی، نه در منفعلنشستن و انتظار کشیدن، که در جسارت نسلسازانی مانند دکتر کاوه و همسرش باشد؛ همانها که باور دارند «مشکلات مرتفع میشوند، اما شیرینی اولاد میماند.»






ثبت دیدگاه