حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۱۲ بهمن , ۱۴۰۴ Sunday, 1 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 6555 تعداد نوشته های امروز : 2 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
  • تقویم شمسی

    بهمن ۱۴۰۴
    ش ی د س چ پ ج
        فروردین »
     123456789101112131415161718192021222324252627282930  
  • زوج دندانپزشک با چهار فرزند الگویی از ازدواج آسان و فرزندآوری متعهدانه
    ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۴:۱۶
    شناسه : 39012
    بازدید 115
    0
    روزنامه دریا گزارش می دهد دریانیوز // در روزهایی که گفتمان عمومی حول محور «جوانی جمعیت» و «تشویق به فرزندآوری» می‌چرخد، اغلب سخن از آمارها، نمودارهای جمعیتی و سیاست‌های کلان است. اما شاید هیچ‌چیز به اندازه تجربه یک خانواده موفق و رضایتمند نتواند این گفتمان را به شکلی ملموس و انسانی به جامعه منتقل کند.
    ارسال توسط : نویسنده : علی زارعی منبع : روزنامه دریا
    پ
    پ

    دریانیوز // در روزهایی که گفتمان عمومی حول محور «جوانی جمعیت» و «تشویق به فرزندآوری» می‌چرخد، اغلب سخن از آمارها، نمودارهای جمعیتی و سیاست‌های کلان است. اما شاید هیچ‌چیز به اندازه تجربه یک خانواده موفق و رضایتمند نتواند این گفتمان را به شکلی ملموس و انسانی به جامعه منتقل کند. باهمراهی روابط عمومی دانشگاه علوم پرشکی هرمزگان ،به سراغ دکتر محمد کاوه و همسر دندانپزشکشان،دکتر امینه یوسفی، رفته‌ایم؛ زوج جوانی که در آستانه سیزدهمین سال زندگی مشترک، صاحب چهار دختر به نام‌های « فاطمه» (۱۰ ساله)، «طوبی»
    (۷ ساله)، «نورا» (۳ ساله) و «یاسمین زهرا» (۱ ساله) هستند. هر دو دندانپزشک و از قشر تحصیل‌کرده جامعه. گفت‌وگویی صمیمانه و روایی داشتیم با دکتر کاوه درباره مسیر پرفرازونشیبی که از ازدواجی ساده در دوران دانشجویی آغاز شد و امروز به خانواده پرنشاط و پرجمعیتی رسیده است. روایتی که می‌تواند الهام‌بخش بسیاری از جوانان باشد.دریا: آقای دکتر کاوه، ضمن تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، لطفاً خود را به طور کامل معرفی کرده و از نحوه آغاز زندگی مشترکتان بگویید.

    بسم الله الرحمن الرحیم. محمد کاوه هستم، ۳۷ ساله. همسرم نیز دندانپزشک هستند. ما در ۲۳ سالگی و زمانی که هر دو دانشجو بودیم، ازدواج کردیم. الان در آستانه سیزدهمین سال ازدواجمان هستیم. آن زمان نه پشتوانه مالی خاصی داشتیم، نه شغل ثابتی. فقط توکل به خدا و عزمی راسخ داشتیم. یک خاطره کلیدی از همان روزها دارم. دوستی داشتیم که به ما گفت: «تو چرا ازدواج نمی‌کنی؟» گفتم: «آقا، شرایط ندارم. پول ندارم، کار ندارم.» او پاسخ داد: «برو ازدواج کن. هرجا گیر کردی، با من تماس بگیر. هزینه عقد، طلا، هرچه نیاز داری.» این حرف، بعد از نماز جماعت به ما گفت و دلگرم‌مان کرد. جالب اینجاست که ما پیگیری کردیم و ازدواج کردیم و هیچ‌وقت لازم نشد با آن دوست برای کمک مالی تماس بگیریم! بعدها که به گذشته نگاه کردم، با خود گفتم این مصداق آیه قرآن است: «…اَنْكِحُوا الْاَيامى مِنْكُمْ وَ الصّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ اِمائِكُمْ اِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ…» (نور/۳۲)؛ یعنی اگر نیازمند باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌کند. این بی‌نیازی لزوماً به معنای ثروت اندوزی نیست، بلکه یعنی در مسیرت نمی‌مانی و خداوند نیازت را برطرف می‌کند و بنده بعدها فکر کردم و شرمنده شدم که وعده خداوند را ندیدم ولی به وعده یکی از دوستانم دلم گرم شد.

    دریا: با توجه به مشغله سنگین حرفه دندانپزشکی، داشتن چهار فرزند چه تأثیری بر زندگی شخصی و حرفه‌ای شما و همسرتان گذاشته است؟ آیا این مسیر را سخت می‌دانید؟


    صادقانه بگویم، سخت است. اما ضرب‌المثلی انگلیسی می‌گوید: «No pain, no gain» (بی‌رنج، گنج میسر نمی‌شود). کنکور دادن و پزشک شدن هم سخت است، اما نتیجه‌اش ارزشمند است. فرزندآوری نیز سختی‌های خودش را دارد؛ شب‌بیداری، دغدغه، مسئولیت مضاعف. اما وقتی به نتیجه و به مسیر نگاه می‌کنی، در مجموع، فوق‌العاده است و به زندگی معنا می‌دهد. من با افراد مسن متمول و موفق زیادی نشسته‌ام. آن‌ها هیچ‌گاه از دارایی‌های مادی‌شان برای شما تعریف نمی‌کنند. بلکه می‌گویند: «نوه‌ام پزشکی قبول شد»، «نوه دیگرم قهرمان تکواندو شد» و….. یعنی لذتی که در اولاد هست در هیچ موفقیت مادی دیگری یافت نمی‌شود. تحقیقات هم نشان می‌دهد با افزایش سن، اولویت‌ها تغییر می‌کند و خانواده به اولویت اول انسان و کانون شادی و رضایت تبدیل می‌شود.ویژگی دیگر فرزند این است که انسان را از رکود و دلزدگی نجات می‌دهد. شما ممکن است از پیشرفته‌ترین گوشی همراه هم بعد از مدتی دلزده شوید.

    اما فرزند هر روز یک برگ جدید برای شما ورق می‌زند؛ اولین نگاه، اولین خنده، چهار دست و پا رفتن، اولین کلمات، موفقیت‌های مدرسه… این‌ها شما را مدام به جلو می‌کشند و آن حس بی‌نهایت‌طلبی درون انسان را به شیوه‌ای سالم ارضا می‌کنند. خاطرم هست بازیگر فقید، خانم زهره فکورصبور، در آخرین مصاحبه‌اش گفته بود: «اگر به بیست سال قبل برگردم، بازیگری را انتخاب نمی‌کنم. ازدواج می‌کردم، زندگی عادی تشکیل می‌دادم و بچه‌دار می‌شدم.» این حرف از زبان یک چهره سرشناس، بسیار تأمل‌برانگیز است. یا مادر خودم که چهار فرزند دارد، می‌گوید: «ای کاش پنجمی هم می‌آوردم!» این یک قاعده است: در لحظه سختی، درگیر مشکلات می‌شوی، اما وقتی می‌گذری، شیرینی‌ها می‌ماند و سختی‌ها کمرنگ می‌شوند. در اقتصاد می‌گویند: «There is no free lunch» (ناهار مجانی وجود ندارد). هر دستاوردی هزینه‌ای دارد.به نظر من، هزینه‌ای که برای فرزند می‌دهی، در مقابل دستاورد عظیم و بی‌بدیل آن – که همان معنابخشی به زندگی است – کاملاً ناچیز است.

    دریا: یک نگرانی رایج در میان خانواده‌های امروزی، به‌ویژه قشر تحصیل‌کرده، این است که با چندفرزندی، نمی‌توانند به تربیت و آموزش کیفی هرکدام به طور کامل رسیدگی کنند. شما به عنوان پدر چهار فرزند چگونه با این چالش مواجه شده‌اید؟
    این نگرانی، یک مغالطه ظاهری است. مثال جالبی از کمربند ایمنی در آمریکا می‌زنم. وقتی کمربند اجباری شد، تصور می‌رفت تلفات کاهش یابد، اما در کوتاه‌مدت افزایش یافت! تحقیقات نشان داد رانندگان با بستن کمربند، احساس امنیت کاذب پیدا کرده و تندتر می‌راندند و در سرعت های بسیار بالا خود کمربند ایمنی کشنده است! در مسئله تربیت هم همین طور است. ظاهراً تصور می‌کنی اگر یک فرزند داشته باشی، همه انرژی و منابعت را روی او متمرکز می‌کنی و نتیجه بهتری می‌گیری. اما واقعیت خلاف این است.از نظر علمی نیز ثابت شده که هوش هیجانی (EQ) که عامل کلیدی موفقیت در روابط اجتماعی است، تا حد زیادی اکتسابی است.

    کودکانی که در خانواده‌های پرجمعیت بزرگ می‌شوند، به دلیل تعامل دائمی با خواهر و برادرها و تعارض منافع، هوش هیجانی بالاتری پیدا می‌کنند. آن‌ها «نه» شنیدن، تعامل، حل تعارض، تقسیم منابع و همدلی را به طور عینی و در بستر واقعی زندگی می‌آموزند. من در روابطم اغلب می‌توانم حدس بزنم فرد تک‌فرزند است یا نه. تک‌فرزندها گاهی در «نه» شنیدن مشکل دارند و انتظار دارند همه چیز مطابق میل‌شان باشد. اما کسی که در جمع خواهر و برادرها بزرگ شده، انعطاف‌پذیرتر و مقاوم‌تر است.یکی از تعاریف مدیریت این است: «تخصیص منابع محدود برای حصول حداکثر نتیجه». وقتی وفور نعمت باشد، مدیریت معنا ندارد. اگر برای هر فرزندتان یک تبلت جدا، اتاق جدا، امکانات کامل جدا و… فراهم کنید، او هرگز مدیریت منابع محدود را یاد نمی‌گیرد. در خانواده ما، یک تبلت بیشتر نیست. بچه‌ها باید نوبتی از آن استفاده کنند، با هم بازی کنند، اختلاف‌شان را حل کنند. این خودش یک کارگاه عملی تربیتی است. بچه‌های کوچک‌تر با مشاهده بزرگ‌ترها، سریع‌تر مهارت‌ها را می‌آموزند. دختر یک‌ساله ما خیلی چیزها را فقط با نگاه کردن به خواهرها یاد گرفته است. حتی وابستگی عاطفی افراطی و اضطراب جدایی در بچه‌های بعدی بسیار کمرنگ‌تر است، چون می‌بینند مادر و پدر گاهی بیرون می‌روند و بقیه بچه ها مشکلی ندارند!
    دریا: یعنی معتقدید چندفرزندی نه تنها بار تربیتی را سنگین‌تر نمی‌کند، بلکه آن را تسهیل می‌کند؟
    دقیقاً. یک روانشناس به من گفت: «تربیت چهار فرزند از تربیت یک فرزند، به مراتب راحت‌تر است.» زیرا یک هم‌افزایی (Synergy) شگفت‌انگیز اتفاق می‌افتد. شما یک مطلب را به بزرگ‌تر می‌آموزید، او به کوچک‌تر منتقل می‌کند. بچه‌ها برای هم مربی، همبازی و حامی می‌شوند. شما به عنوان والد، نقش هدایتگر و ناظر کلان را دارید، نه اجرای تمام جزئیات. این باعث می‌شود با انرژی و وقت معقول، نتیجه‌ای تصاعدی و عمیق‌تر بگیرید. فضای رقابت سالم و تعاون در خانواده شکل می‌گیرد. این بهترین آماده‌سازی برای ورود به جامعه است، زیرا جامعه هم همین است: منابع محدود، انسان‌های مختلف با نیازهای مختلف.
    پیام برای جوانان و زوج ها
    دریا:چه پیامی برای جوانان و زوج‌های امروزی دارید که ممکن است با ترس از آینده، تردید در توان مالی یا دشواری‌های تربیت، از ازدواج به موقع یا فرزندآوری بیشتر طفره روند؟


    پیامم این است: توکل کنید و شروع کنید. اگر منتظر باشید همه شرایط ایده‌آل شود، هیچ‌وقت آغاز نمی‌کنید. خداوند وعده داده است: «…إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ…». ما با چشمان خودمان این وعده را محقق دیدیم. سختی‌ها موقتی است، اما برکات و شیرینی‌ها ماندگار. خانواده پرجمعیت، یک موسسه آموزشی طبیعی است که هم به والدین و هم به فرزندان درس زندگی می‌دهد. فرصت جوانی زود می‌گذرد. آنچه در سنین بالا به شما آرامش و افتخار می‌دهد، نه حساب بانکی، که وجود فرزندان صالح و روابط عمیق عاطفی درون خانواده است. از سختی نترسید. این سختی، سرمایه‌گذاری برای گنجینه‌ای به نام «خانواده» است. و مطمئن باشید، این بهترین سرمایه‌گذاری عمر شماست.
    فرزندآوری، چراغ راه خانواده ها
    گفت‌وگو با دکتر کاوه، فراتر از یک مصاحبه، مروری بر یک سبک زندگی آگاهانه و متکی بر اعتماد بود. آن‌ها نشان دادند که می‌توان در دنیای پرمشغله امروز، هم به حرفه خود متعهد بود و هم کانون گرم خانوادۀ پرجمعیتی را اداره کرد. شاید کلید این موفقیت، در نگرش آن‌ها نهفته باشد: دیدگاهی که فرزند را نه به عنوان «مصرف‌کننده منابع»، بلکه به عنوان «سرمایه انسانی معناساز» و «خالق روابط غنی» می‌بیند. روایتی که می‌تواند چراغ راه بسیاری از خانه‌های جوان ایران باشد.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.