حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۹ آذر , ۱۴۰۴ Sunday, 30 November , 2025 ساعت تعداد کل نوشته ها : 6106 تعداد نوشته های امروز : 10 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 173×
  • تقویم شمسی

    آبان ۱۴۰۴
    ش ی د س چ پ ج
        فروردین »
     123456789101112131415161718192021222324252627282930  
  • روایت خاطره‌ای فراموش‌شده میدان نفرین‌شده‌ی شهرم
    ۰۹ آذر ۱۴۰۴ - ۵:۳۲
    شناسه : 36244
    بازدید 115
    0
    دریانیوز//میدان شهر جاسک که روزگاری المان‌ها و خاطرات گران‌بهایی در دل خود داشت، میدان سلطانو بود.
    ارسال توسط : نویسنده : حسین آتش زبان منبع : روزنامه دریا
    پ
    پ

    دریانیوز//میدان شهر جاسک که روزگاری المان‌ها و خاطرات گران‌بهایی در دل خود داشت، میدان سلطانو بود. درختان کهور و کنار آن که با دستان پر مهر و خستگی‌ناپذیر مرحوم سلطان به ثمر نشسته و به نام او مزین شده بود، روزی نگین شهر به شمار می‌رفتند.با گذر زمان و تغییر بافت شهری از بنکلان قدیم به جاسک نو، شکل و شمایل میدان نیز دستخوش تحولاتی شد؛ اما هرگز المان‌های جدید هماهنگ با فرهنگ و سنن این شهر نبودند. با تغییر مدیران خدمات شهری و شهرداری، میدان رنگ و شکلی تازه به خود گرفت، اما هیچ‌گاه پس‌زمینه فرهنگی مردم شهرم را در بر نداشت و المان‌های آن هرگز تداوم نیافتند.

    تمرکز تغییرات بیشتر روی سازه‌های ساعت بود؛ ساعت‌هایی که به فراخور زمان کم و زیاد می‌شدند، گاهی در مرکز میدان دایره‌ای شکل نصب می‌شدند و گاهی در چهار سوی آن. با گذشت زمان، سازه‌های فلزی میدان در برابر رطوبت و شرجی منطقه زنگ زدند و دوباره تغییراتی بر آنها اعمال شد.در دوره‌ای که شوراها امید به تغییر داشتند، با اندیشه جمعی سازه‌ای بتنی در مرکز میدان نصب شد؛ هیچ‌کس دقیقاً نمی‌دانست این سازه نماد چیست. برخی آن را مجسمه صیادی چمباتمه‌زده در حال نگاه به دریا تصور کردند، برخی آن را بچه نهنگی خوابیده در ساحل مقسا دیدند و برخی مثل من که تصور روشنی نداشتیم، تنها توده‌ای خاک و سیمان می‌دیدیم که به مرور و به فراموشی پیمانکار تبدیل به بتن شده بود.

    با آمدن شهرداری جدید، میدان با این المان‌های نامتعارف که به‌زعم بسیاری برازنده مردم جاسک نبود، شبانه خاک‌برداری شد تا شاید از دل خاک حاصلخیزش، کهور و کنار سلطانو دوباره سبز شود. اما این آرزو محقق نشد.شهردار بعدی با تجربه مبلمان شهری آمد و این بار با هزاران تن آهن‌آلات، یادآور میدان قدیم دبی و امارات شد؛ نمادی نوستالژیک از آن‌سوی آب. ترکیبی جدید ایجاد کرد که در قله آن ساعتی نصب شد تا شاید اختلاف ساعت شهرم با دیگر شهرهای جهان را نمایش دهد و از دو سوی آن آبشارهای رنگارنگ تراوش کند.اما با گذشت زمان، داربست‌هایی به سازه اضافه شد و همه نیمه‌کاره رها گردید؛ میدان شهرم همچنان در حال فرسودگی و زنگ‌زدگی است.از نظر من نگارنده، میدان سلطانو نفرین‌شده است؛ چون روح آن مرحوم که دستانش سبزینگی کهور و کنار را آفرید، ناخواسته آزرده شده است. درختانی که از خاک کنده شدند تا سازه‌ای نیمه‌تمام و نامتناسب با فرهنگ این مردم جایگزین آن شود.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.