حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۳ اسفند , ۱۴۰۴ Sunday, 22 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 6712 تعداد نوشته های امروز : 6 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
  • تقویم شمسی

    بهمن ۱۴۰۴
    ش ی د س چ پ ج
        فروردین »
     1234567891011121314151617181920212223242526272829  
  • رازهای برخورد با نوجوانانی که از درس فراری‌اند
    ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۴:۳۶
    شناسه : 40135
    بازدید 119
    0
    گفت‌وگوی روزنامه دریا با فاطمه آسا، روانشناس کودک و نوجوان دریانیوز// اتاق نوجوان قفل است. نه به روی پدر و مادر، که به روی انگیزه، آینده و گاهی خودش.
    ارسال توسط : نویسنده : علی زارعی منبع : روزنامه دریا
    پ
    پ

    دریانیوز// اتاق نوجوان قفل است. نه به روی پدر و مادر، که به روی انگیزه، آینده و گاهی خودش. پدر و مادر پشت در مانده‌اند با کلی نصیحت و نگرانی و او پشت در با گوشی به دست و دنیایی از بی‌حوصلگی. این صحنه تکراری این روزهای بسیاری از خانواده‌های ایرانی است. نوجوانی که تا دیروز با شوق کیف مدرسه را می‌بست، امروز به بهانه‌های واهی از زیر بار درس و مشق فرار می‌کند و هراس از آینده‌ای مبهم، سایه سنگینی بر روابط خانوادگی انداخته است. برای یافتن پاسخ این سؤال که «با نوجوان بی‌انگیزه چه باید کرد؟» و اینکه والدین و معلمان چگونه می‌توانند این چالش را مدیریت کنند، با فاطمه آسا، روانشناس کودک و نوجوان، به گفت‌وگو نشسته‌ایم. او معتقد است بی‌انگیزگی نوجوانان ریشه در نیازهای برآورده‌نشده‌ای دارد که اگر به موقع تشخیص داده نشود، به «درماندگی آموخته‌شده» تبدیل می‌شود.
    دریا: خانم آسا، بسیاری از والدین از ما می‌پرسند: «چطور شد فرزند ما که تا قبل از نوجوانی اینقدر باانگیزه بود و نمرات خوبی می‌گرفت، حالا که به متوسطه رسیده، اینقدر در برابر درس مقاومت می‌کند؟ مدام باید به او بگوییم برو درس بخوان، برو نمونه‌سوال حل کن، اما از ما اصرار و از او انکار و پرخاشگری می‌بینیم». ریشه این مشکل را کجا باید جستجو کنیم؟

    اول از همه باید این نکته را در نظر بگیریم که این مسئله فراتر از تنبلی ساده‌ای است که ما تصور می‌کنیم. وقتی می‌گوییم «نوجوان ما تنبل شده»، داریم از کنار یک واقعیت عمیق‌تر رد می‌شویم. بی‌انگیزگی بچه‌ها نسبت به سال‌های کودکی‌شان دلایل متفاوتی دارد. یکی از دلایل می‌تواند خود دوران نوجوانی و تغییرات هورمونی و فیزیولوژیک باشد که برای همه نوجوانان رخ می‌دهد، اما دلایل دیگری هم هست که شرایط را پیچیده‌تر می‌کند .
    دریا: مثل چه عواملی؟
    مقایسه و سرزنش مداوم نوجوان با بچه‌های فامیل، همکلاسی‌ها یا دوستان، فشار بیش ازحدی که ما روی نمره و رتبه می‌آوریم، مشکلات هیجانی مثل استرس و اضطراب بالا، و از همه مهم‌تر اینکه بسیاری از نوجوانان امروز تصویر روشنی از آینده خود ندارند و برای زندگی‌شان هدف مشخصی تعریف نکرده‌اند. این عوامل دست‌به‌دست هم می‌دهد تا شوق و اشتیاق قبلی برای درس خواندن از بین برود .
    دریا: می‌توانید با یک مثال عینی و ملموس برایمان توضیح دهید که این بی‌انگیزگی چطور در طول یک شبانه‌روز بین والدین و نوجوان شکل می‌گیرد؟
    بگذارید یک داستان کوتاه برایتان تعریف کنم. فرض کنید صبح شده و مادر وارد اتاق علی، نوجوان ۱۵ ساله، می‌شود. می‌بیند دفتر مشق علی که دیشب باید انجام می‌داد، هنوز روی میز است و دست‌نخورده باقی مانده. مادر با لحن نگران می‌گوید: «علی دیر شد، پاشو! ببینم تکالیفت رو انجام ندادی؟ چرا؟» علی که تازه از خواب بیدار شده، با بی‌حوصلگی جواب می‌دهد: «ولش کن مامان، اصلاً مهم نیست.» پدر هم که شاهد این صحنه است، با عصبانیت می‌گوید: «اگه همین‌جور پیش بری، به هیچ جا نمی‌رسی! آینده‌ای برات نیست!» از این مدرسه اخراجت می کنن . حالا ببینید در ذهن علی چه می‌گذرد. او با خودش می‌گوید: «باز شروع کردن بابا و مامان! من هرچی تلاش کنم، اینا راضی نمی‌شن. چرا باید تلاش کنم وقتی همش منو با بقیه مقایسه می‌کنن؟ کاش یه بار می‌پرسیدن چرا این‌جوری شدم، چی منو اذیت می‌کنه.» احساس غالب در وجود علی، احساس بی‌ارزشی و خستگی ذهنی است که او را بیش از پیش از درس دور می‌کند .
    دریا: این واکنش‌ها واقعاً می‌تواند تأثیر معکوس داشته باشد. در مدرسه چه اتفاقی برای علی می‌افتد؟
    علی به مدرسه می‌رود. معلم سر کلاس به او می‌گوید: «علی چرا تکالیفت رو انجام ندادی؟ چرا دیگه مثل قبل درس نمی‌خونی؟ این چه وضعشه؟» یکی از همکلاسی‌ها هم شروع به خنده می‌کند. علی در ذهنش مرور می‌کند: «جلوی همه منو تحقیر کرد، مسخره‌ام کردن. بهتره کلاً حرف نزنم.» نتیجه این می‌شود که علی در کلاس غیرفعال‌تر می‌شود و عقب‌نشینی می‌کند. ظهر که به خانه برمی‌گردد، مادر و پدر می‌بینند سه ساعت است گوشی به دست گرفته و بازی می‌کند. والدین با خود می‌گویند: «این بچه چقدر بی‌مسئولیت شده!» اما غافل از اینکه موبایل برای علی یک پناهگاه شده؛ جایی که از فشار فرار می‌کند، جایی که دیده می‌شود، قضاوت نمی‌شود و می‌تواند بدون ترس از برچسب خوردن، ارتباط برقرار کند. شب هنگام، علی در اتاقش با خود می‌گوید: «اصلاً برای چی باید درس بخونم؟ اگر بخونم و نتونم چی؟ اگر تلاش کنم و نتیجه نگیرم چی؟» اینجا ترس از شکست و «درماندگی آموخته شده» خودش را نشان می‌دهد .
    دریا: «درماندگی آموخته شده» اصطلاح جالبی است. می‌توانید بیشتر توضیح دهید؟
    حتماً. این مفهوم را اولین بار مارتین سلیگمن مطرح کرد. آزمایشی روی ماهی‌ها انجام داد.یک آکواریومی پر از
    ماهی ها بودن هر روز غذا می ریخت یه گوشه ای آکواریوم و ماهی ها می اومدن غذا رو می خوردن. یک روز اومد وسط این آکواریوم ماهیا رو یک سمت برد و یک سمت رو خالی کرد و وسطش یه شیشه شفافی گذاشت و غذا رو سمت خالی ریخت‌. ماهی ها حرکت کردن به سمت غذا و خوردن به شیشه. یه بار دو بار ده بار. یه روز دو روز .ماهی‌ها بارها به شیشه خوردند تا به غذا برسند. بعد از چند روز، وقتی شیشه را برداشت، ماهی‌ها دیگر به سمت غذا نرفتند، چون «یاد گرفته بودند» که تلاش‌شان بی‌نتیجه است.
    یعنی وقتی که سلیگمن شیشه رو از اون وسط آکواریوم برداشت و غذا رو ریخت سمت خالی آکواریوم، با اینکه شیشه ای وجود نداشت؛ ولی ماهی ها نیومدن که غذا بخورن. این آزمایش رو بارها روی انسان ها تجربه کردن بارها تو موارد متفاوت تجربه کردن و به این نتیجه رسیدن که وقتی آدم ها هم مثل این ماهی ها بارها تلاش کنن و هیچ نتیجه ای نگیرن به این نتیجه می رسن که پس دیگه تلاش نکنم من که قرار نیست نتیجه ای بگیرم دست از تلاش کردن برمی دارند.این یعنی درماندگی آموخته شده. بچه‌ای که بارها تلاش کرده و نتیجه نگرفته، بارها درس خوانده و نمره‌اش پایین شده، به این باور می‌رسد که «من هر کاری کنم فایده ندارد» و دست از تلاش برمی‌دارد . یعنی بچه ای که بارها تلاش کرده تو یک موقعیتی بوده توی کلاسی بوده هی تلاشش نتیجه نداده هی خونده هی نتیجه نگرفته این بچه دیگه دست می کشه و بی انگیزگی میآد.
    دریا: پس برای شکستن این چرخه معیوب، چه باید کرد؟
    ما در روانشناسی نظریه‌ای داریم به نام «نظریه خودتعیین‌گری» (Self-Determination Theory) که می‌گوید سه نیاز اساسی در نوجوانان وجود دارد که اگر برآورده نشود، بی‌انگیزگی سراغشان می‌آید . نیاز اول، احساس خودمختاری و اختیار است؛ یعنی نوجوان احساس کند در زندگی‌اش حق انتخاب دارد. نیاز دوم، احساس شایستگی و توانمندی است؛ یعنی باور کند که می‌تواند از پس کارها بربیاید. نیاز سوم، احساس تعلق و ارتباط است؛ یعنی حس کند به خانواده و جمع تعلق دارد و بدون قیدوشرط دوستش دارند .
    دریا: اگر بخواهیم همین داستان علی را با رویکرد درست بازتعریف کنیم، چطور باید پیش برود؟
    بیایید سناریوی درست را با هم مرور کنیم. صبح، مادر کنار علی می‌آید و می‌بیند تکالیف انجام نشده. به جای سرزنش، می‌گوید: «علی جان، دیدم دیشب خیلی خسته بودی. به نظرم یا نتونستی تکالیفت رو انجام بدی، یا برات سخت بودن. چی شده که انجام نشدن؟» علی می‌گوید: «حسش نبود بنویسم.» مادر می‌گوید: «باشه، فقط می‌خوام بدونم مشکلت چیه تا بتونم کمکت کنم. از کجا شروع کنیم؟» اینجا سرزنش قطع شده و گفتگوی همدلانه جایگزین آن شده است. علی احساس می‌کند شنیده می‌شود و مقاومتش کمتر می‌شود. این یعنی نیاز به تعلق و ارتباط برآورده شده است .
    دریا: یعنی لحن گفتگو اینقدر تأثیرگذار است؟
    تحقیقات نشان می‌دهد مادرانی که با لحن کنترلگر و دستوری با نوجوانان خود صحبت می‌کنند، نه تنها پاسخ مثبت نمی‌گیرند، بلکه احتمال بیشتری دارد گفتگو به بحث و درگیری منجر شود. لحن صدا و نوع کلماتی که انتخاب می‌کنیم، تعیین‌کننده نتیجه ارتباط ماست .
    دریا: و در مدرسه چه اتفاقی باید بیفتد؟
    در مدرسه، معلم به جای تحقیر، می‌تواند بگوید: «علی، انگار امروز یه بخشی از درس برات سخت بوده؟» علی می‌گوید: «ریاضی رو هیچی نفهمیدم.» معلم می‌گوید: «ریاضی رو نفهمیدی؟ خب این خیلی کلافه‌کننده است. می‌خوای با هم یه تمرین رو فقط امتحان کنیم تا ببینیم چطوریه؟» اینجا معلم احساس شایستگی و توانمندی را در علی زنده می‌کند. هدف را کوچک کرده و فشار را برداشته است. معلمان با ایجاد فضای حمایتی در کلاس، توجه به نیازهای عاطفی دانش‌آموزان و ارائه بازخورد سازنده، نقش کلیدی در پیشگیری از افت تحصیلی دارند .
    دریا: نقش مدرسه و معلمان چقدر در این میان پررنگ است؟
    بسیار پررنگ. معلمان خط مقدم مقابله با افت تحصیلی هستند. آنها می‌توانند با شناسایی زودهنگام علائم بی‌انگیزگی، تحلیل علل آن و انتخاب روش‌های تدریس فعال و جذاب، از تشدید این مشکل جلوگیری کنند. ایجاد ارتباط مؤثر با دانش‌آموزان، ارائه بازخورد سازنده و تقویت مهارت‌های فردی و اجتماعی آنها از جمله وظایف مهم معلمان است .
    دریا: به موضوع موبایل و بازی‌های کامپیوتری هم اشاره کردید. معمولاً والدین در این زمینه دچار دوگانگی می‌شوند. از یک سو می‌دانند ممنوعیت مطلق کارساز نیست، از سوی دیگر نگران اتلاف وقت فرزندشان هستند. راهکار چیست؟
    در سناریوی درست، مادر وقتی علی مشغول بازی با موبایل است، به جای تهدید و محرومیت، می‌گوید: «من می‌دونم موبایل حالت رو بهتر می‌کنه. فقط نگرانم بعدش استرس بگیری چون وقتت برای درس کم می‌شه. به نظرت چه زمانی از روز برای بازی با موبایل مناسب‌تره؟» اینجا علی احساس می‌کند به او اختیار داده شده و می‌تواند انتخاب کند. خودش پیشنهاد می‌دهد: «بعد از اینکه تکالیفم رو انجام دادم، اگه موبایل دستم بگیرم دیگه استرس ندارم.» این یعنی نوجوان به مرحله‌ای از مسئولیت‌پذیری می‌رسد که خودش برای زمان‌بندی فعالیت‌هایش تصمیم می‌گیرد و جنگ قدرت بین والدین و فرزند پایان می‌یابد .
    دریا: و در پایان شب، چه گفتگویی می‌تواند عمیق‌تر باشد؟
    شب وقتی نوجوان آرام است و تکالیفش را انجام داده، والدین می‌توانند یک گفتگوی عمیق با او شروع کنند. مثلاً بگویند: «علی جان، می‌خوام یه چیزی رو بهت بگم. نمره برام مهمه، ولی حال تو از نمره مهم‌تره. اگه احساس کردی زیر فشار درسی هستی، دوست دارم اول به من بگی. مطمئن باش با هم می‌تونیم از پسش بربیایم.» این جمله به نوجوان اطمینان می‌دهد که همیشه کنارش هستید و شکست خوردن و اشتباه کردن بخشی از زندگی است. این پیوند عاطفی، ترس از شکست و درماندگی آموخته شده را می‌شکند .

    دریا: بسیاری از والدین می‌گویند: «ما که نمی‌توانیم جای معلم بنشینیم و به فرزندمان درس بدهیم. این کار تخصصی است.» این دغدغه را چطور مدیریت کنیم؟
    کاملاً درست می‌گویید. وظیفه آموزش تخصصی بر دوش معلمان است و نباید انتظار داشت والدین جای آنها را پر کنند. وقتی والدین مجبور می‌شوند نقش معلم را هم ایفا کنند، تنش بین آنها و فرزندشان چندبرابر می‌شود. وظیفه والدین، آموزش مهارت‌های زندگی، ایجاد امنیت عاطفی، حمایتگری و همدلی است، نه تدریس ریاضی و فیزیک. اگر فرزندتان در درس خاصی ضعف دارد، بهتر است از معلم خصوصی یا کلاس تقویتی کمک بگیرید تا رابطه والد-فرزندی تحت تأثیر فشارهای آموزشی قرار نگیرد.
    دریا: و اگر همه این راهکارها را اجرا کردیم اما نتیجه نگرفتیم، چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کنیم؟
    اگر بی‌انگیزگی فرزندتان با علائمی مانند دل‌درد، سردرد، تپش قلب، بی‌قراری، گریه‌های ناگهانی، فراموشی مطالب و اجتناب از رفتن به مدرسه همراه شد، اینها نشانه‌های اضطراب امتحان یا مشکلات عمیق‌تر است . تداوم این وضعیت می‌تواند پیامدهای بلندمدتی مانند افت عزت‌نفس، بی‌انگیزگی مزمن و شکل‌گیری اضطراب‌های پایدار در نوجوانی به همراه داشته باشد. در این شرایط حتماً باید به مشاور یا روانشناس مراجعه کنید .
    دریا: صحبت پایانی شما برای والدینی که این گفتگو را می‌خوانند چیست؟
    می‌خواهم این را به والدین بگویم که بی‌انگیزگی نوجوانتان نتیجه همان رفتارهای ریز و روزمره‌ای است که با او دارید. اگر می‌خواهید تغییری ایجاد شود، اول از خودتان شروع کنید. لحن کلامتان را تغییر دهید، سرزنش را کنار بگذارید، به او اختیار بدهید، احساس شایستگی را در او زنده کنید و مهم‌تر از همه، به او احساس تعلق و امنیت بدهید. نوجوانی که بداند بدون قیدوشرط دوستش دارند، حتی اگر نمره‌اش بیست نشود، انگیزه پیدا می‌کند برای آینده‌اش تلاش کند. به یاد داشته باشید که پشت هر نوجوان بی‌انگیزه، کلی نیاز برآورده نشده پنهان شده است. بیایید این نیازها را بشناسیم و به جای فشار، به او بال پرواز بدهیم.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.