دریانیوز//در حاشیههای بندرعباس و بسیاری از شهرهای هرمزگان، خانهها فقط چهاردیواری نیستند؛ روایت زندهایاند از سالها بیتوجهی، فقرِ انباشته و تصمیمهایی که یا گرفته نشدند یا نیمهکاره رها شدند. خانههایی که برخی بر سینهی کوه نشستهاند، بعضی زیر کوه و در درهها جا خوش کردهاند و تعدادی هم روی زمینهای مسطح اما بیدفاع بنا شدهاند؛ با کوچههایی تنگ و باریک وتاریک، ناایمن و غیراستاندارد، که نه راه نفس دارند و نه راه فرار. بارندگیهای اخیر پرده را کنار زد و واقعیت را عریانتر از همیشه نشان داد: صدها خانه آسیب دیدند، سقفها و دیوارها فرو ریختند و ترس، همسایهی دائمی خانوادههای محروم شد. این املاک فرسوده، سالهاست هشدار میدهند؛ هشدارهایی که هر بار با وعدهای کوتاهمدت خاموش شد و با نخستین باران دوباره فریاد کشید. ساکنان این محلات نه توان بازسازی دارند و نه امکان جابهجایی؛ دستهایشان خالی است و چشمهایشان به راه. در این میان، سؤال ساده اما تلخ است: مسئول کیست؟ دولت، نهادهای انقلابی و حمایتی، صنایع و بنگاههای اقتصادی که از خاک و آب این استان بهره بردهاند، کجای این معادله ایستادهاند؟ مسئولیت اجتماعی، اگر فقط به گزارشهای رنگی و مراسم نمادین خلاصه شود، در روزهای بحران به کار نمیآید. مسئولیت اجتماعی یعنی همینجا؛ یعنی سقفی که اگر ترمیم نشود، با یک بارندگی شدید یا لرزشی کوچک فرو میریزد و جانِ انسان را تهدید میکند.خطر فقط فرو ریختن یک دیوار نیست؛ خطر مدفون شدن زندگی است. در این محلات، خانه و مدرسه فاصلهای به اندازهی یک کوچهی باریک دارند. اگر تدبیری اندیشیده نشود، نهتنها ساکنان که دانشآموزان نیز در معرض تهدیدند. فاجعه لازم نیست حتماً بزرگ و ناگهانی باشد؛ گاهی آرام و خودبهخود میآید، در سکوت، وقتی که بیتوجهی عادی شده است. یکی از گرههای اصلی، بازگشایی معابر است؛ موضوعی که سالهاست به آن توجه جدی نمیشود. کوچههای تنگ، امکان امدادرسانی را میگیرند، راه خروج اضطراری را میبندند و بحران را چندبرابر میکنند. کوچه های محلات حاشیه ای وبافت فرسوده شهر فقط مامن معتادن ، مواد ومشروب فروشان هستند و کودکان، نوجوانان و جوانان ، زن و مرد، بزرگ و کوچک هر روز و شب ،شاهد استعمال، تزریق و خواب معتادان کارتن خواب در این کوچه ها هستند و مشق می کنند و الگو می گیرند و چندی بعد در دام اعتیاد و بزه گرفتار می شوند وبه همین دلیل سن اعتیاد و… به دانش آموزان رسیده است و برخی نوجوانان برای دفاع از خود، چاقو و…باخود حمل می کنند . بازگشایی معابر در محلات باعث ارتقای امنیت ، خدماترسانی ، رفاه و رضایت ساکنان می شود و خانه ها در آتش ،خاکستر نمی شوند و خودروهای آتش نشانی و آمبولانس و….می توانند وارد محلات شوند و امدادرسانی کنند. طبق قانون، ۷۰ درصد هزینههای بازگشایی معابر در این مناطق باید از سوی وزارت راه و شهرسازی تأمین شود. اما واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید: در یکی دو دههی اخیر، این وزارتخانه در این حوزه کوتاهی کرده و نتیجهاش امروز جلوی چشم ماست؛ محلاتی قفلشده در بنبست بیمسئولیتی. نوسازی بافت فرسوده فقط پروژهی عمرانی نیست؛ پروژهی انسانی است. بدون مشارکت واقعی ساکنان، بدون تأمین منابع پایدار، بدون حضور فعال نهادهای حمایتی و بدون ایفای نقش جدی صنایع استان، این چرخهی فرسودگی ادامه خواهد داشت. نمیشود هر بار پس از باران، آوار را دید و دوباره فراموش کرد. هرمزگان سزاوار این وضعیت نیست. شهری که اقتصاد ملی از بندر و صنعتش نفس میکشد، نباید محلاتی داشته باشد که نفسِ ساکنانش بند بیاید. امروز وقت تصمیمهای شجاعانه است؛ تصمیمهایی که از کاغذ عبور کنند و به کوچههای تنگ برسند. فردا ممکن است دیر باشد، و هزینهی تأخیر، جان انسانها.
صفحه اصلی » گروه » یادداشت و مقاله
دریانیوز//در حاشیههای بندرعباس و بسیاری از شهرهای هرمزگان، خانهها فقط چهاردیواری نیستند؛ روایت زندهایاند از سالها بیتوجهی، فقرِ انباشته و تصمیمهایی که یا گرفته نشدند یا نیمهکاره رها شدند.






ثبت دیدگاه