دریانیوز // تصور کنید در شهری زندگی میکنید که تنها چند خیابان آن طرفتر، دنیایی کاملاً متفاوت وجود دارد. جایی که خبری از آسفالت هموار نیست، صدای آژیر آمبولانس به بنبستهای تاریک میخوردو کودکان در کنار جویبارهای فاضلاب مشغول بازی هستند. این نه یک داستان تخیلی، که توصیف نیمی از شهر بندرعباس، پایتخت اقتصادی ایران است. گزارش پیشرو حاصل سالها رفت و آمد در محلاتی است که صدایشان کمتر شنیده میشود؛ از چاهستانیها و کمربندی گرفته تا درخت سبز، دوهزار، شیراول، پل خواجو، آیت ا… غفاری و… .

کوچههایی که از نقشه شهر محو شدهاند
برای رسیدن به عمق محله چاهستانیها یا دوهزار و… باید از خیابانهای اصلی بندرعباس جدا شوید و وارد مسیرهای فرعی شوید. ناگهان شهر چهره عوض میکند. اینجا خانهها نه در زمینهای هموار، که بر دامنه کوه و لبه درهها جا خوش کردهاند. برخی روی کوه ساخته شدهاند و برخی دیگر زیر سایه سنگهای عظیم در دل درهها گم شدهاند.برخی کوچهها در محلاتی از بندرعباس آنقدر تنگ و باریک هستند که حتی نور خورشید هم بهسختی به انتهایشان میرسد. تاریکی این معابر تنها ویژگی بصری شان نیست، بلکه روحیه ساکنان را نیز تحت تاثیر قرار داده است. در برخی از محلهها، بسیاری از این کوچهها هنوز نام رسمی ندارند و ساکنان برای پیدا کردن خانه مهمانشان باید تا دم درب همراهیاش کنند.
مردی میانسال ساکن محله چاهستانی ها می گفت نیمه شبی که همسرش درد داشته و با اورژانس تماس گرفته اند، اما آمبولانس نتوانسته وارد کوچه های تنگ شود و به ناچار همسرش را داخل پتو می گذارند وبا کمک همسایگان ، از داخل کوچه های باریک و سرازیری به سختی می برند پایین تا داخل آمبولانس بگذارند و به بیمارستان برسانند که دیر می رسند و همسرش را از دست داده و فرزندان شان بی مادر شده اند.زنی کنار دیوار خانهاش در محله ای دیگر نشسته و به کوچه باریک مقابل نگاه میکند. میگوید: ۳۵ سال است اینجا زندگی میکنم. وقتی پسرم تصادف کرد و زنگ زدیم اورژانس، آمبولانس دم بلوار ماند. مجبور شدیم با برانکارد و کمک همسایهها، سه کوچه آن طرفتر پسرم را ببریم. خدا را شکر که هنوز زنده است. مشکل دسترسی فقط به آمبولانس ختم نمیشود. در آتشسوزی هادر محلات همبارها ،خانه ها به خاکستر تبدیل شده اند که سال گذشته خانهای در شیراول بندرعباس سوخت و خودروی آتش نشانی نتوانست وارد کوچه ها شود و آتش را خاموش کند.
فاضلاب روان از کوچه تا خلیج فارس
در بیشتر محلات در حالت عادی و در زمانی که باران میبارد، ماجرا شکل دیگری پیدا میکند. عدم تکمیل شبکه جمعآوری فاضلاب در بسیاری از این محلات بدلیل عدم بازگشایی معابر باعث شده فاضلاب خانگی در کوچهها جاری شود. این مسیرهای تنگ که برای عبور انسان هم تنگ است، برای لولهکشی فاضلاب ناممکنتر.خانواده های زیادی در این محلات دچار بیماری های پوستی، تنفسی و گوارشی می شوند.مادری می گفت دکتر گفته علت بیماری پوستی بچه ام ، تماس با آب آلوده است.
چاره چیست؟ هر روز بچهها از کوچه رفت و آمد میکنند، ناچار پایشان به آبهای سطحی میخورد. بررسیهای میدانی نشان میدهد همین فاضلابهای روان، پس از طی مسیری، وارد کانالهای سطح شهر و نهایتاً به خورها و دریای خلیج فارس میریزند. این در حالی است که فاضلاب میتوانست در مسیر بازچرخانی قرار گیرد و حتی به منابع آبی شهر کمک کند، اما نبود زیرساخت مناسب نه تنها این فرصت را از بین برده، که تهدیدی جدی برای سلامت عمومی و محیط زیست دریایی ایجاد کرده است. شیوع بیماریهای پوستی،گوارشی و تنفسی در این محلات نسبت به میانگین شهری بالاتر است.

تاریکی، پاتوق ناامنیها
در محلات کمبرخوردار، تاریکی کوچهها فقط یک مشکل فیزیکی نیست. تبدیل این معابر به پاتوق معتادان، موادومشروب فروشان و اراذل و اوباش، زندگی را برای ساکنان به ویژه زنان و کودکان دشوار کرده است.بیشترمحلات که در سالهای گذشته به عنوان نقاط جرمخیز شهر شناخته میشدند، هنوز با وجود برخی اقدامات، در کوچههای فرعیشان شاهد حضور معتادان متجاهر است. سرنگهای آلوده در گوشه و کنار این کوچهها، صحنهای تکراری برای کودکان و نوجوانانی است که هر روز از کنارشان عبور میکنند. دانش آموزان در برخی محلات، دیدن این صحنه ها در زمان رفت و برگشت از مدرسه و حتی ساعات دیگر شبانه روز برایشان عادی شده است. حتی برخی مادران با نوزاد شیرخواره در بغل یا کودک سه چهارساله در کنارشان در پاتوق های مختلط در کوچه های برخی از این محلات اقدام به استعمال مواد و تزریق می کنند.نوجوانی به سختی از کنار گروهی از معتادان عبور میکند تا به ما برسد.
تعریف میکند: هر روز صبح که میخواهم بروم مدرسه، از این جا باید رد شوم. بعضی وقتها جلوی راه را میگیرند و مزاحم میشوند. مادرم نگران است، اما راه دیگری برای رفتن به مدرسه ندارم.مادران در این محلات بارها گفته اند معتادان و موادفروشان را از محلات جمع آوری کنید که وفور مواد مخدر و مشروبات باعث شده که کودک و نوجوان مان هم آنها را می شناسند ودر دسترس است.مواد و مشروب در برخی مغازه ها و عطاری ها و برخی خانه ها به راحتی به فروش می رسند.
برخی مثل دستفروشان می نشینند تا مشتری ها برسند و مواد و مشروب را از داخل ماشین و کنار کوچه و زیربقچه ای بیرون بیاورند وبفرشند.ناامنی فقط به حضور معتادان محدود نمیشود. خودروی پلیس به دلیل عرض کم کوچهها امکان گشتزنی در عمق محلات را ندارد و این موضوع به جسارت متخلفان افزوده است. اگر که در این سالها بازگشایی معابر وخیابان کشی و لاین بندی
کوچه ها در محلات باجدیت بیشتری اجرا شده بود، شاید که حال و روز امروز این محلات بهتر بود، اما مسئولان گویا این محلات و درد ساکنانش را نمی بینند و فریادشان را نمی شنوند.
وقتی وعدهها در بنبست میمانند
مهمترین راه حل این مشکلات، بازگشایی معابر است. طرحی که بر اساس قانون، آنطور که شهردار بندرعباس نیز در یکی از نشست های خبری عنوان کرد که ۷۰ درصد هزینه آن بایستی توسط وزارت راه و شهرسازی و شرکت بازآفرینی شهری ایران تامین شود و ۳۰ درصد سهم شهرداری است که راه و شهرسازی در این بخش مشارکت چندانی ندارد. محله چاهستانیها در سال ۱۳۹۷ به عنوان پایلوت کشوری بازآفرینی شهری توسط وزارت و راه وشهرسازی انتخاب شد.
قرار بود چهار معبر اصلی در این محله بازگشایی شود. دو معبر بعد از گذشت سالها با مشارکت وزارت راه و شهرسازی اجرا شد، اما دو معبر دیگر همچنان بلاتکلیف ماندهاند؛ یکی معبر ۱۶متری در کوی گلستان محله چاهستانی ها و دیگری معبری که قرار بود بلوار شهید تختینژاد را به بلوار جمهوری اسلامی متصل کند که هیچگاه اجرایی نشد وضرورت دارد بازگشایی این معبر نیز زودتر اجرایی شود.مهدی نوبانی، شهردار بندرعباس، در یکی از نشستهای خبری خود با خبرنگاران، از عدم مشارکت وزارت راه و شهرسازی در سالهای اخیر گلایه کرد و گفت: ۳۰ درصد شهرداری برای بازگشایی معابر آماده است و منتظر ۷۰ درصد راه و شهرسازی هستیم. اگر این هزینه تامین شود، بازگشایی معابر با سرعت بیشتری اجرایی خواهد شد.
رسانهها این موضوع را پیگیری کنند و از قول من هم اعلام کنید و از راه و شهرسازی پاسخ بخواهید.نکته مهمی که وجود دارد قیمتگذاری املاک در این محلات برای بازگشایی معابر است. بسیاری از خانهها فاقد سند رسمی هستند و آنها با قیمت پایینتری نسبت به املاک مشابه دارای سند ارزیابی میشوند. از طرفی شهرداری شایدنتواند بالاتر از قیمت کارشناسی خریداری کند. نتیجه این معادله، توقف پروژههای بازگشایی معابر یا کندی شدید آنهاست. بایستی برای سنددار شدن املاک در محلات عزم جدی وجود داشته باشد.
صنایع؛ غایبان بزرگ مسئولیت اجتماعی
بندرعباس، پایتخت اقتصادی ایران، میزبان بزرگترین صنایع و بنگاههای اقتصادی کشور است. پالایشگاهها، فولادها، منطقه ویژه اقتصادی و… همگی در این استان مستقرند. اما سهم مردم بندرعباس از این صنایع چیست؟ این سوالی است که سالهاست خبرنگاران، فعالان اجتماعی و حتی مسئولان استانی مطرح میکنند.مهدی نوبانی، شهردار بندرعباس، در نشست خبری سال گذشته خطاب به صنایع گفت: «از مدیران صنایع خواهش میکنم برای مردم شهر بندرعباس هم خیری داشته باشند و خدماتی از خودشان برجای بگذارند. صنایع میتوانند در بازگشایی معابر، احداث پارک و… مشارکت کنند و آن پروژه را هم به نام خودشان نامگذاری میکنیم.
پرسنل صنایع هم در همین شهر زندگی میکنند و اگر اقداماتی را صنایع انجام دهند، کارکنان خودشان نیز از این خدمات بهرهمند میشوند.» شهردار بندرعباس در نشست خبری سال گذشته، با اشاره به عملکرد شرکتهای بزرگ در سایر شهرها افزود: «در حالیکه گلگهر برای احداث یک پارک در سیرجان تاکنون ۸۵۰۰ میلیارد تومان هزینه کرده و قرار است تا ۸۰ هزار میلیارد تومان هزینه کند، در بندرعباس حتی پلی که به سمت صنایع میرود را باید شهرداری احداث کند و صنایع در پروژههای شهری مشارکت نمیکنند.»
انتقاد امام جمعه
این انتقاد را آیتالله محمد عبادیزاده، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه بندرعباس نیز بارها تکرار کرده است. ایشان با انتقاد از مشارکت ضعیف صنایع در حوزه مسئولیتهای اجتماعی گفتند: «در سایر استانها سالانه بیش از ۲۰ همت در حوزه مسئولیتهای اجتماعی مشارکت دارند، اما در هرمزگان این رقم به یک همت هم نمیرسد.» اما آیا تنها صنایع مسئول هستند؟ محمد آشوری استاندار هرمزگان، در نشست هفته گذشته با خبرنگاران نگاه متفاوتی داشت. وقتی خبرنگار روزنامه دریا این موضوع را مطرح کرد که صنایع در بازگشایی معابر مشارکت کنند، استاندار تاکید کرد که شهرداری باید از محل عوارض مالیات بر ارزش افزوده برای بازگشایی معابر استفاده کند و مسئولیت اجتماعی صنایع را باید در حوزههای بهداشت، درمان، سلامت و ورزش متمرکز کرد.
خانههایی که هر لحظه ممکن است فرو بریزند
در دل محلات حاشیه ای و بافت فرسوده، هزاران خانه در انتظار یک زلزله یا باران شدید نشستهاند. خانههایی با دیوارهای ترک خورده و سقفهای فرسوده که ساکنانشان توان مالی بازسازی ندارند.در محلات، خانههایی را به ما نشان میدهند که بخشی از سقفشان فرو ریخته اند. در ریزش سقف خانه ای فرسوده خوشبختانه خانواده در آن لحظه در اتاق دیگر بودند. مادر خانواده، اشکهایش را پشت چادر مخفی میکند و میگوید: «هر شب که میخوابیم، نمیدانیم صبح بیدار میشویم یا نه.»
کارشناسان میگویند نیمی از محلات بندرعباس در این وضعیت قرار دارند و نیاز به
عزم ملی برای نوسازی آنهاست. در این سالها زیاد می شنویم که سقف و دیوار خانه ای فرو ریخته است. ۲۰۰خانه فرسوده در محله آیت ا... غفاری شناسایی
شده اند که در شرایط بحرانی قرار دارند و بخشی از سقف اتاق ها فرو ریخته اند ویا بدلیل فرسودگی ،دارای ترک هستند یا برآمدگی دارند و بزودی فرومی ریزند وساکنان محرومش توان تعمیر وبازسازی ندارند. انداختن پلاستیک بر روی سقف در بارندگی ،درمان نیست و فقط مُسکنی است برای دیرتر فروریختن این سقف های فرسوده.
یک کلام مشترک: «ما گلشهر نیستیم»
در همه محلاتی که برای تهیه گزارش رفتیم، یک جمله مشترک از زبان مردم شنیده شد: «ما که گلشهر نیستیم.» گلشهر، نماد مناطق برخوردار بندرعباس است. جایی که خیابانها عریض،کوچه ها لاین بنده شده، پارک وجود داردو آسفالت هموار و چراغهای روشنایی، شبها را روشن میکند و بیشترین امکانات در این مناطق وجود دارد.ساکن یکی از محلات این جمله را با بغض میگوید: «مسئولان فکر میکنند ما آدم نیستیم؟ بچههای ما حق ندارند در خیابان امن بازی کنند؟ مریضهای ما نباید فوری با آمبولانس به مراکز درمانی برسند؟ ما هم شهروند این شهریم، اما انگار در نقشه شهر جایی نداریم.» چرا محلات خیابان کشی نمی شود؟
راهی به سوی فردا
چند سال قبل و در دهه ۹۰، وعدههایی برای بازگشایی معابر داده شد. از کوچه بعثت ۵ در خیابان مدرس محله آیتالله غفاری تا بلوار مادر، یا اتصال بلوار جمهوری اسلامی به خیابان ۲۰ متری شاهد از داخل محله شیراول و….. هیچکدام عملی نشد. اما هنوز امید هست. اگر وزارت راه و شهرسازی به تعهد ۷۰ درصدی خود عمل کند، اگر صنایع مسئولیت اجتماعی خود را جدی بگیرند و اگر شهرداری بتواند منابع مالی را مدیریت کند، میتوان سالانه نه یک یا دو معبر، که دهها معبر را بازگشایی کرد.
استاندار هرمزگان نیز بایستی از بازگشایی معابر در محلات حمایت کند.نوبانی، شهردار بندرعباس، پیشنهادی دیگر در جمع خبرنگاران مطرح کرده که میتواند راهگشا باشد: «صنایع میتوانند ماشینآلات خود را در اختیار شهرداری قرار دهند تا برای اجرای پروژههای عمرانی استفاده کنیم.» این همان مشارکت عملی و بیدردسر است.اگر مدیران صنایع یک بار از این محلات بازدید کنند، اگر بوی فاضلاب را حس کنند، اگر مادری را ببینند که فرزند بیمارش را در کوچههای تنگ به دوش میکشد تا به آمبولانس برساند، شاید نگاهشان عوض شود. شاید آن وقت بفهمند چرا سهم مردم بندرعباس از صنایع نباید فقط آلودگی، ترافیک و گرانی مسکن باشد. مسئولان و صنایع میتوانند راه را هموار کنند، یا همچنان بگذارند این محلات در بنبست تاریخ جا بمانند.






ثبت دیدگاه