دریانیوز//حجاب و عفاف از جمله مفاهیمی است که در منظومه فکری اسلام، جایگاهی عمیق و چندلایه دارد و نمیتوان آن را به یک دستور ظاهری یا الزام قانونی تقلیل داد. اگرچه حجاب بهعنوان یک حکم الهی و در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران بهعنوان قانون پذیرفته شده است.اما مسئله اصلی در شرایط امروز جامعه، چگونگی مواجهه با این حکم و شیوه اجرای آن است. تجربهها نشان میدهد هرگاه حجاب صرفاً از مسیر اجبار، فشار و برخوردهای سلبی دنبال شده، نهتنها به ماندگاری نرسیده، بلکه در برخی موارد به مقاومت اجتماعی نیز انجامیده است.قرآن کریم در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور، مسئله عفاف را پیش از آنکه به پوشش ظاهری محدود کند، در قالب یک سبک زندگی تعریف میکند و میفرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَالکَ أَزْكَىالَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا…»، این آیات بهروشنی نشان میدهد که عفاف، پیش از آنکه متوجه زنان باشد، یک تکلیف عمومی برای مردان و زنان است و با کنترل نگاه، حفظ پاکدامنی و رعایت حدود الهی آغاز میشود.بر اساس این آموزهها، حجاب صرفاً یک پوشش ظاهری نیست، بلکه بخشی از زیست عفیفانه و سازوکاری برای حفظ کرامت انسانی بهشمار میرود. در جهانی که در بسیاری از جوامع، زن بهتدریج به کالایی مصرفی و ابزاری برای تبلیغات و سودآوری اقتصادی تبدیل شده، حجاب میتواند سپری در برابر این نگاه ابزاری باشد و زن را از فروکاستن به ظاهر و جذابیتهای جسمانی مصون بدارد.برای تحقق پایدار حجاب در جامعه، نیاز به یک الگوی جامع و چندبعدی وجود دارد. نخستین رکن این الگو، خانواده است. خانوادهای که در آن امنیت روانی، محبت و گفتوگو حاکم باشد، میتواند زمینه اقناع درونی را فراهم کند. انتقال ارزش حجاب در چنین فضایی، نه از مسیر تحمیل، بلکه از طریق الگوسازی، رفتار محبتآمیز و گفتوگوی عقلانی صورت میگیرد.
تجربههای اجتماعی نشان میدهد حجاب تحمیلی، وابسته به نظارت بیرونی است و با کاهش یا حذف این نظارت، تداوم خود را از دست میدهد.دومین رکن، عقلانیت و بینش فردی است. پذیرش حجاب زمانی ماندگار خواهد بود که فرد، فلسفه و کارکردهای آن را درک کند. حجاب اگر صرفاً بهدلیل ترس از مجازات، فشار اجتماعی یا نگاه دیگران رعایت شود، به یک رفتار سطحی و شکننده تبدیل خواهد شد؛ اما زمانی که فرد آن را راهکاری برای حفظ کرامت، امنیت روانی و سلامت اجتماعی بداند، به انتخابی آگاهانه و پایدار بدل میشود.سومین رکن، حمایت اجتماعی و محیطی است. جامعهای که نسبت به ارزشهای اخلاقی و دینی رویکردی حمایتی دارد، بستر لازم برای پایداری حجاب را فراهم میکند. مواجهه با تمسخر، طعنه و بیتفاوتی اجتماعی، میتواند افراد پایبند به حجاب را دچار فرسایش روحی کند. ایجاد محیطهای امن اجتماعی، همگرایی فرهنگی و حمایت روانی، نقش مهمی در تثبیت زیست عفیفانه دارد.در کنار این ارکان، نقش قانون نیز قابل انکار نیست. قانون میتواند چارچوبها را مشخص کند و از هنجارشکنی آشکار جلوگیری به عمل آورد، اما قانون بهتنهایی قادر به نهادینهسازی یک ارزش فرهنگی نیست. قرآن کریم نیز در کنار بیان احکام، همواره بر اقناع، تذکر حکیمانه و دعوت آگاهانه تأکید دارد و در آیه پایانی همین بخش میفرماید: «وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ بازگشت آگاهانه و درونی به سوی خداوند را شرط رستگاری معرفی میکند.در مجموع، حجاب و زیست عفیفانه زمانی در جامعه ماندگار خواهد شد که از سطح اجبار و برخوردهای صرفاً سلبی عبور کند و در بستر خانواده آگاه، عقلانیت فردی و حمایت اجتماعی نهادینه شود. بدون تحقق این الزامات، رویکردهای مبتنی بر «بگیر و ببند» نهتنها کارآمد نخواهد بود، بلکه میتواند به تضعیف اعتماد اجتماعی و فاصله گرفتن نسلها از این ارزش دینی بینجامد.






ثبت دیدگاه