دریانیوز//چه بسیارند خانوادههایی که امروز بر سر سفرهای نشسته اند که روز به روز کوچک تر می شود. چه بسیارند جوانانی که آرزوهایشان را در پستوهای گرانی دفن کردهاند. شیب تند و بیامان افزایش قیمتها، امروز دیگر یک عبارت رسانهای نیست؛ یک واقعیت گزنده و هرروزه است که نفسهای جامعه را به شماره انداخته است. ادعای «تکنرخی شدن ارز» که میبایست نویدبخش ثبات باشد، در عمل به مجوزی عمومی برای هجوم بیامان به جیب مردم تبدیل شده است. گویی این تصمیم، نه برای مهار التهاب، که برای مشروعیتبخشی به افزایش ۱۱ قلم کالای اساسی و سپس همه اقلام دیگر و خدمات بوده است.نتیجه آن شده که فشار معیشتی بر دوش مردم، نه تنها کم نشده که چندین برابر گشته است.
طلا و ارز، کماکان در اوجهای تاریخی خود میتازند و آشکارا نشان میدهند که اقتصاد کشورمان همچنان در گرو نوسانات دلار است، حال آنکه درآمدها به ریالی است که هر روز نحیفتر میشود. فاصله وحشتناک درآمد و هزینه، به دریایی از اضطراب بدل شده است. درآمد یک خانوار متوسط، دیگر حتی پاسخگوی نیازهای اولیه خورد و خوراک نیست، تا چه رسد به کوه عظیم هزینههایی چون اجارهبهای سرسامآور مسکن، خرید پوشاک، هزینههای آموزش و درمان و….
این بیثباتی و تنگنای اقتصادی، خاک حاصلخیزی برای رشد ریشههای فساد است. وقتی قانونگذاری و نظارت به خواب زمستانی فرو روند، دلالان و محتکران و مافیای سودجو در سایهای از بیمسئولیتی، جولان میدهند و خون مردم را در شیشه میکنند. آنها از هر آشفتگیای، برای انباشت ثروت بیشتر سود میبرند و شکاف طبقاتی را عمیقتر میکنند.
این وضعیت جز افزایش نارضایتی عمومی و فرسایش سرمایه اجتماعی ثمری ندارد.سؤال اینجاست: دولت و دستگاههای نظارتی ذیربط کجای این معرکه هستند؟ آیا بازار و اقتصاد و معیشت قربانیان بیپناه، به حال خود رها شده است؟ گویا نظارت بر قیمتها و برخورد قاطع با گرانفروشان و احتکارکنندگان، به اولویتی فراموششده تبدیل شده است. این سکوت و بیعملی، به مثابه مجوزی برای ادامه این بلبشو است.در این میان، تأکیدات مکرر و دلسوزانه رهبر معظم انقلاب بر لزوم تلاش جدی و جهادی دولت برای رفع مشکلات معیشتی مردم، همچون چراغی روشن در این تاریکی است.
ایشان بهوضوح رفع این معضلات را در صدر اولویتها قرار دادهاند. اما به نظر میرسد این فرامین عالیه هنوز آنطور که باید، به اقدام عملی سریع، قاطع و مؤثر در تمام سطوح دستگاه اجرایی تبدیل نشده است.ما از مسئولان میپرسیم: برنامه فوری و عملیاتی شما برای شکستن زنجیره گرانی چیست؟ سازوکار نظارتی شما بر بازارهای موازی مانند طلا و ارز کجاست؟ برخورد شما با مافیای گرانفروشی و احتکار چه خواهد بود؟ و چه تدبیری برای حمایت واقعی از دهکهای میانی و ضعیف در نظر دارید؟
اقتصاد ملی را نمیتوان با شعار و بیعملی اداره کرد. مردم، به ویژه قشر زحمتکش و حقوقبگیر، دیگر طاقت این فشار روزافزون را ندارند. زمان عمل فرارسیده است. زمان نظارت میدانی، برخورد بیامان با مفاسد اقتصادی و ارائه بستههای حمایتی هدفمند و مؤثر. اگر فکر آرامش اجتماعی و ثبات کشور را میکنیم، باید بدانیم که این آرامش از گذرگاه سفرههای پر و معیشت آبرومندانه میگذرد. درنگ بیشتر، آتشی است که دامن همه را خواهد گرفت.






ثبت دیدگاه