دریا نیوز







گره خوردن شادی درسا و یسنا به تاب پارچه ای

دریا نیوز: : وضعیت زندگی درسا و یسنا را که چندی پیش منعکس کردیم که خانه شان بدون کولر، یخچال، پنکه، تلویزیون و... است و خیرین نوع دوست شهرمان تلویزیون و کولر دست دوم و یخچال نو را برایشان تامین کردند

، 15:09   /   کد خبر: 34597   /   تعداد بازدید: 299


دریا نیوز: : وضعیت زندگی درسا و یسنا را که چندی پیش منعکس کردیم که خانه شان بدون کولر، یخچال، پنکه، تلویزیون و... است و خیرین نوع دوست شهرمان تلویزیون و کولر دست دوم و یخچال نو را برایشان تامین کردند.
یادم می آید یسنا درب یخچال نو را برایم باز می کرد و با خنده و شادی توضیح می داد که نان و چند دانه تخم مرغ و چندبطری آب داخل یخچال گذاشته اند. یخچالی که مرغ وماهی و گوشت را در خود نمی دید. گرچه کولر هم اتاق را کامل خنک نمی کند و بایستی روبرویش بنشینی تا عرق نکنی، اما آنها به همین کولر هم راضی هستند و مجبور نیستند شب ها را درحیاط خانه‌شان و یا خانه همسایه و اقوام بخوابند و بازهم خدا را شکر می کنند و خیرین را دعاگو هستند. خانه شان که پشت بیمارستان شریعتی و در محله
آیت ا... غفاری بندرعباس قرار دارد، سقف یک اتاق سوراخ شده وسقف آشپزخانه هم خراب است و در بارندگی مانند آبکش از آن آب باران می‌ریزد و نیاز به بازسازی دارد.
  یسنا شش ساله و درسا هنوز دوسالش نشده است. گرچه پارک بانوان روبروی بیمارستان شریعتی است و فاصله چندانی با خانه شان ندارد؛ اما به دلیل اینکه خانواده شان توان پرداخت هزینه اسباب بازی ها وپارک بادی و... را ندارد، مجبورند در خانه بنشینند وبا تاب پارچه ای که از جاکولری خانه شان آویزان است، بازی کنند و لذت ببرند و کودکی شان را اینگونه بگذارند وفریاد شادی بکشند. پدر درسا سرباز نیروی انتظامی استان است و درآمدی ندارد و با همسرش در کنار پدر و مادرش در همین خانه زندگی
می کنند. البته در این محله بسیاری از خانه ها اینگونه است و پسران و دامادهای زیادی در کنار پدران و مادران زندگی می کنند وتوانایی خرید یا اجاره خانه را ندارند و این شرایط سخت زندگی را تحمل می کنند.

از آن طرف بیشتر خانه های محله آیت ا... غفاری (شهناز) فرسوده اند و فاقد سند مانده اند و خود به خود و در بارندگی سقف و دیوار این خانه ها تخریب می شوند و انتشار چندباره گزارش از این محله توسط رسانه ها اثرگذار نبوده است و ساکنان فقیر و محروم این محله به حال خود رها شده اند. بیشتر محرومان تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند و از آن طرف این نهادها هم حمایت‌های لازم را از آنان ندارند و با برخی از مددجویان که گفتگو می کنیم، آنها از این وضعیت ناراحت هستند.
  در این محله درساها ویسنا های فراوانی هستند که مانند این یسنا بدلیل نداشتن توان مالی، خانواده اش نمی توانند او را در پیش دبستانی ثبت نام کنند و مشخص نیست آیا خانواده بتوانند یسنا در آینده او را در مدرسه ثبت نام کنند یا خیر؟ برادرش محمدرضا که بدلیل مشکلات مالی خانواده در مقطع دبیرستان مجبور به ترک تحصیل شده است. دراین محله هم مانند سایر محلات حاشیه ای و روستاها، یسناها و محمدرضاهای زیادی هستند که مجبور می شوند هیچگاه وارد مدرسه نشوند و یا ترک تحصیل کنند که امسال هم با افزایش چندبرابری هزینه های تحصیل، نوشت افزار، کفش وکیف و...، بطور حتم میزان دانش آموزان بازمانده از تحصیل بیشتر از سال گذشته که تا حدودچهار هزار نفر اعلام شد، خواهد رسید. این کودکان بخاطر مشکلات مالی خانواده ها نمی توانند درس بخوانند، تفریح کنند و در یک کلام کودکی کنند. کودکی و نوجوانی شان به بطالت می رود. در چنین مناطقی صحنه هایی غیرقابل باور  دیده می شود.
 در این محله کوچه های تنگ وتاریک و... به پاتوق معتادانی تبدیل شده اند که درحال تزریق و استعمال موادمخدر هستند وآزادانه در کوچه‌ها می‌نشینند واز مناطق دیگر هم به این کوچه ها می آیند. برخی از مادران سال گذشته در بازدید معاون سابق سیاسی‌امنیتی استاندار، فرماندار سابق و فرمانده نیروی انتظامی شهرستان از این محله، التماس می‌کردند که موادفروشان ومعتادان را جمع آوری کنید که این وضعیت باعث شده است کودکان چهار پنج سال و بیشتر هم مواد مخدر را بشناسند. با سرنگ های آلوده معتادان که پس از تزریق در کوچه ها می ریزند، بازی می کنند.

موادی که برخی از کودکان هم در کودکی ونوجوان و جوانی تجربه می کنند وبه دام اعتیاد می افتد و هیچ مسئولی نخواست برای این وضعیت چاره ای بیندیشد. کوچه هایی که شهرداری حاضر نیست بازگشایی کند واداره برق روشنایی اش را تامین کند. چنددفعه به یکی از کوچه های این محله که به کوچه حنیری معروف  است ودر ضلع شمالی مسجد معروف به مسجد عبدا... کریم واقع شده است، رفتم و صحنه هایی وحشتناک را مشاهده کردم. دهها زن ومردم در این کوچه با خیالی آسوده مشغول تزریق و استعمال مواد بودند و بدتر از آن، حضور کودکان معصومی است که به همراه پدر و مادرشان به این پاتوق ها می آیند و صحنه هایی را مشاهده و ثبت وضبط می کنند که آینده شان را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.آیا مسئولانی که مسئولیت دارند وبایستی پاسخگوی مسئولیت‌شان باشند، حاضرند فرزندان کودک خودشان چنین صحنه هایی راببیند و به مواد وسرنگ های آلوده معتادان نزدیک شوند که اینقدر نسبت به این صحنه ها بی تفاوت هستند و اقدام نمی کنند؟
 درسا و یسنا و محمدرضاها بایستی تاوان عدم مسئولیت پذیری مدیرانی را بدهند که امکان تحصیل رایگان، خرید پوشاک و البسه و نوشت افزار گران و... را برایشان فراهم نمی کنند و از آن طرف آینده کودکان شهنازی و... بایستی در کوچه های پراز سرنگ های آلوده ای رقم بخورد که هیچ مسئولی حتی حاضر نشده است در مقابل گزارش های رسانه ها از این صحنه ها موضع‌گیری و اقدام مناسبی داشته باشد.
  آیا درسا و یسنا بایستی از داشتن اسباب بازی و... محروم باشند و دل خوشی شان به پارچه ای گره بخورد که از جاکولری آویزان است و صدای خنده های شان باعث شادی پدر و مادران شان شود وآنها به همین راضی باشند و عادت کنند و مسئولان هم خود را به خواب خرگوشی بزنند؟

علی زارعی/دریا